انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 918 100 1

معنی adjoint operation در دیکشنری تخصصی

adjoint operation
[ریاضیات] عمل الحاق

adjoint operation را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی adjoint operation



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

خیری وند خلیلی منجزی > حاجی وند
یامین > راحیل
محمد > عیسی وند
افشاری > lifelong
کامیلا > کمیلا
رضاعذباشی > آگهی مکتوب
راحیل > سیرو
نگار > نارا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر



آیا معنی adjoint operation مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )