برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1286 100 1

adjudicator

/əˈdʒuːdɪkeɪtə/ /əˈdʒuːdɪkeɪtə/

فتوی دهنده

واژه adjudicator در جمله های نمونه

1. You may refer your complaint to an independent adjudicator.
[ترجمه ترگمان]شما ممکن است شکایت خود را به یک adjudicator مستقل ارجاع دهید
[ترجمه گوگل]شما ممکن است شکایت خود را به داور مستقل ارسال کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She acted as adjudicator in the dispute.
[ترجمه ترگمان]او به عنوان adjudicator در این نزاع عمل کرد
[ترجمه گوگل]او به عنوان قاضی در این اختلاف عمل کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The face of the Adjudicator inExtremis seemed to be composed of flat green slabs.
[ترجمه ترگمان]چهره of به نظر می‌رسید از تخته‌سنگ‌های سبز صاف تشکیل شده‌باشد
[ترجمه گوگل]به نظر می رسید چهره داور در Extremis از تکه های سبز صاف تشکیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The adjudicator have to decide impartially between the two parties.
[ترجمه ترگمان]The باید بی‌طرفانه بین دو طرف تصمیم بگیرند
[ترجمه گوگل]داور باید تصمیم بی طرفانه ای بین دو طرف انتخاب کند
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه adjudicator به انگلیسی

adjudicator
• one who investigates or determines a judicial matter, arbitrator
• an adjudicator is someone who makes an official decision about a dispute or problem.

adjudicator را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سجاد مصلحی
A judge or arbitrator especially in a dispute or competition
فيروزه
مرجع حل اختلاف اعم از قاضي يا داوري

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی adjudicator
کلمه : adjudicator
املای فارسی : ادجودیکتر
اشتباه تایپی : شیتعیهزشفخق
عکس adjudicator : در گوگل

آیا معنی adjudicator مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )