انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1098 100 1

adjusting

تلفظ Adjusting
تلفظ Adjusting به آمریکایی تلفظ Adjusting به انگلیسی

واژه adjusting در جمله های نمونه

1. adjusting the television set for a brighter picture
ترجمه تنظیم دستگاه تلویزیون برای تصویر روشن‌تر

2. This button is for adjusting the volume.
ترجمه کاربر [ترجمه آسا] این جمله برای نتظیم کردن صدا است.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این دکمه تنظیم حجم است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این دکمه برای تنظیم صدا است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Try adjusting your grip on the racket.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] سعی کن شلوغش کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سعی کنید دست خود را روی راکت قرار دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Paul smooth the comforter, adjusting it carefully about his father's neck.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پل راحتی را صاف کرد و با دقت آن را در اطراف گردن پدرش جا داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پل صاف راهرو، تنظیم آن را به دقت در مورد گردن پدرش
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Adjusting your tie is often a sign of nervousness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تنظیم کروات شما اغلب نشانه عصبانیت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تنظیم کراوات شما اغلب نشانه عصبی بودن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. My parents had trouble adjusting to living in an apartment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پدر و مادرم با زندگی کردن تو یه آپارتمان مشکل داشتن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پدر و مادرم برای تنظیم زندگی در یک آپارتمان مشکل داشتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. It depicts a small-town world adjusting itself for an event it was certain would come to pass.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این تصویر یک دنیای کوچک از شهر را به تصویر می‌کشد که خود را برای رویدادی تنظیم می‌کند که مشخص بود آن به تصویب خواهد رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک شهر کوچک کوچک شهر را نشان می دهد که خودش را برای یک رویداد مشخص می کند که تصویب می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. A workman adjusting a machine removed the fence and turned the machine by hand in order to do the job.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کارگری که ماشینی را مرتب می‌کرد، نرده‌ها را کنار زد و دستگاه را به دست گرفت تا کار را انجام دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارگر تنظیم یک ماشین حصار را برداشت و ماشین را به صورت دستی به منظور انجام کار انجام داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The adjusting device is located on the amplifier that the microphone is plugged into.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دستگاه تنظیم روی تقویت‌کننده قرار گرفته‌است که میکروفون به داخل متصل شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دستگاه تنظیم بر روی تقویت کننده واقع شده است که میکروفون به آن متصل است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Costumers are fixing her hair, adjusting her breastplate and lacing up the back of her leather minidress.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Costumers موهایش را مرتب می‌کند و زره سینه خود را مرتب می‌کند و پشت جلد چرمی her را گره می‌زند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مصرف کنندگان موهای خود را مرتب می کنند، پرده های خود را تنظیم می کنند و پشت مانیکور چرمی خود را می پوشانند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Imagine an automatically adjusting price list, just change the discount structure or exchange rate and you get a complete new document.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک لیست قیمت تنظیم خودکار را تصور کنید، فقط ساختار تخفیف یا نرخ مبادله را تغییر دهید و یک سند جدید کامل به دست آورید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تصور کنید یک لیست قیمت به طور خودکار تنظیم، فقط تغییر ساختار تخفیف و یا نرخ ارز و شما یک سند کامل کامل دریافت کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Initiating progress Adjusting to given changes is one thing; initiating changes, particularly desirable changes, is something else again.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شروع تغییرات با اعمال تغییرات یک چیز است: ایجاد تغییرات، به خصوص تغییرات مطلوب، دوباره چیز دیگری است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیشگام پیشرفت تعدیل به تغییرات داده شده، یک چیز است؛ آغاز تغییرات، به ویژه تغییرات مطلوب، دوباره چیزی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Adjusting to her style of leadership must have been a learning process for not only the maintenance man.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]انطباق با سبک رهبری او باید یک فرآیند یادگیری برای نه تنها مرد نگهداری باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تنظیم سبک رهبری او باید یک فرایند یادگیری برای نه تنها مرد نگهداری باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The method used for the adjusting process is called the learning rule.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روش مورد استفاده برای فرآیند تنظیم، قانون یادگیری نامیده می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روش مورد استفاده برای فرآیند تنظیم به عنوان قانون یادگیری نامیده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه adjusting به انگلیسی

adjusting
• fitting, adapting; tuning, putting in working order; modifying, altering
adjusting screw
• screw used for adjustment
adjusting statement
• financial statement adjusting business records to match the financial statements provided to the authorities
self adjusting
• able of reaching a desired position or condition with relation to other parts under changing conditions without the necessity to be manually adjusted

adjusting را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

اسماعیلی ٢٢:٥٨ - ١٣٩٦/٠٨/١٢
تعدیل
|

amir ٢١:٠٠ - ١٣٩٨/٠٢/١٥
تطابق
|

Z ٢١:٤٩ - ١٣٩٨/٠٤/٣٠
تنظیم کردن
|

Fateme ١٠:٤٥ - ١٣٩٨/٠٩/١٢
تطابق پیدا کردن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی adjusting مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )