برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1324 100 1

ado

/əˈduː/ /əˈduː/

معنی: گرفتاری، خرخشه
معانی دیگر: هیاهو، قیل و قال، بیا و برو، هیجان، شر و شور، جنجال، atdo : مصدرحال فعل do to مثل ado have to بمعنی کارداشتن پرمشغله بودن

بررسی کلمه ado

اسم ( noun )
• : تعریف: excited activity; fuss.
مترادف: bustle, stir, to-do
مشابه: activity, agitation, brouhaha, commotion, excitement, fanfare, flurry, fuss, hubbub, hurly-burly, hurry-scurry, hustle

- There was much ado in preparation for our trip.
[ترجمه ترگمان] در تدارک سفر ما بسیار مشکل بود
[ترجمه گوگل] در آماده سازی برای سفر ما بسیار عجیب بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه ado در جمله های نمونه

1. much ado about nothing
هیاهوی بسیار برای هیچ

2. much ado about nothing
سر و صدای زیادی درباره‌ی هیچ،جنجال بی‌سبب

3. without further ado
بدون درد سر بیشتر،بدون بگو مگوی دیگر

4. Without more/much/further ado, we set off.
[ترجمه ترگمان]بدون معطلی بیش از حد، راه افتادیم
[ترجمه گوگل]بدون بیشتر / بیشتر / بیشتر ado، ما راه اندازی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. So without further ado, I'll now ask Mr Davis to open the debate.
[ترجمه ترگمان]بنابراین بدون معطلی، از آقای دیویس می‌خواهم بحث را باز کند
[ترجمه گوگل]بنابراین بدون اطلاع بیشتر، من از آقای دویوز می خواهم تا بحث را باز کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. It was all much ado about nothing.
[ترجمه ترگمان]همه چیز در مورد هیچ و پوچ بود
[ترجمه گوگل]همه چیز در مورد هیچ چیز زیاد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. My sister alwa ...

مترادف ado

گرفتاری (اسم)
scrape , ado , involvement , plight , entanglement , captivity , hitch , assurance , constraint , mire , drawing , snarl , encumbrance , nodus , tanglement
خرخشه (اسم)
ado

معنی عبارات مرتبط با ado به فارسی

بدون درد سر بیشتر، بدون بگو مگوی دیگر

معنی کلمه ado به انگلیسی

ado
• microsoft interface that provides a fast and universal method for accessing different types of databases (computers)
• commotion, flurry, activity; excitement
• something that is done without further ado is done immediately.
with much ado
• with much fuss, with much commotion, with much excitement, with a great deal of activity and commotion
without further ado
• without adding any additional words of introduction

ado را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرضیه ابراهیمی
روده درازی، وراجی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ado
کلمه : ado
املای فارسی : عدو
اشتباه تایپی : شیخ
عکس ado : در گوگل

آیا معنی ado مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )