انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1047 100 1

adorable

تلفظ Adorable
تلفظ Adorable به آمریکایی/əˈdɔːrəbl̩/ تلفظ Adorable به انگلیسی/əˈdɔːrəbl̩/

معنی: ستوده، شایان ستایش، قابل پرستش
معانی دیگر: (عامیانه) دلپذیر، زیبا، پرستیدنی

بررسی کلمه adorable

صفت ( adjective )
مشتقات: adorably (adv.), adorableness (n.)
(1) تعریف: deserving of being liked or admired; lovable.
مترادف: lovable
متضاد: detestable, hateful, repulsive
مشابه: likable, sweet, winsome

- They're an adorable couple.
ترجمه کاربر [ترجمه پرنیان] آنها زوج دوست داشتنی هستند.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اونا زوج قابل ستایشی هستن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آنها یک زن و شوهر شایان ستایش هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: charming.
مترادف: charming, cute, darling, enchanting, winsome
متضاد: disgusting, repellent, unappealing, unattractive, unpleasant
مشابه: alluring, attractive, delightful, divine, fair, fetching, lovely, pleasing, precious, pretty, sweet

- These puppies are adorable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این طوله سگ‌ها دوست‌داشتنی هستن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این توله سگ ها شایان ستایش هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه adorable در جمله های نمونه

1. an adorable baby
ترجمه کودک تو دل برو

2. Your smile looks adorable. You should wear it more often.
ترجمه کاربر [ترجمه A.A] لبخندت زیبا به نظرمیرسه ، تو باید بیشتر وقتها لبخند بزنی
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] لبخند تو قابل ستایشه باید بیشتر از اینا استفاده کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لبخند شما شگفت انگیز است شما باید آن را بیشتر بپوشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He is adorable for his devotion to science.
ترجمه کاربر [ترجمه پرنیان] او برای فداکاری خود در راه علم، قابل ستایش است
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او برای خود علم و دانش قابل پرستش است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او برای رحمت خود به علم شایسته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. What an adorable child!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چه بچه دوست‌داشتنی!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک کودک شایان ستایش!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Oh what an adorable little baby!
ترجمه کاربر [ترجمه Rewi] اوه چه بچه ی کوچک نازی!
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]! اوه، چه کوچولوی دوست‌داشتنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آه عزیزم کمی شایان ستایش!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. I approached some adorable creature in a belly shirt with a pierced tongue.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به یک موجود پرستیدنی که با زبانی شکافته شده بود نزدیک شدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من به موجودی شایان ستایش در یک پیراهن شکم با زبان سوراخ شده نزدیک شدم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Often, a nurse was there, alone, in adorable vigil.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اغلب، یک پرستار آنجا بود، تنها، در مراسم شب‌زنده‌داری عاشقانه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اغلب یک پرستار در تنهایی، در شادمانی شایان ستایش بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Your dress is absolutely adorable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] لباس تو واقعا قابل ستایشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لباس شما کاملا شایان ستایش است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. She was not holding the adorable, fat baby with the ashen curls.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او بچه دوست‌داشتنی و چاق را با موهای خاکستری‌اش بغل نکرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او کودک شایان ستایش، چربی نداشت و با فرشته های خاکستر نگه داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. My darling, you are adorable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عزیزم، تو قابل پرستش هستی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عزیزم، شما شایان ستایش هستی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The calves were really adorable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] The واقعا دوست‌داشتنی بودن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گوساله ها واقعا شایان ستایش بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. "How adorable!" she trills.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چقدر دوست‌داشتنی اون trills
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]'شگفت انگیز!' او تلخ است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. We have three adorable children.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سه‌تا بچه دوست‌داشتنی داریم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما سه فرزند شایان ستایش داریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. What an adorable baby!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]! چه بچه دوست‌داشتنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک کودک شایان ستایش!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف adorable

ستوده (صفت)
admirable , praised , commendable , praiseworthy , laudable , celebrated , adorable , well-known , famous , famed , far-famed
شایان ستایش (صفت)
adorable
قابل پرستش (صفت)
adorable , worshipful

معنی کلمه adorable به انگلیسی

adorable
• admirable, worthy of adoration; cute, delightful, charming
• an adorable child or animal is delightful, lovable, and attractive.

adorable را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

مهرداد ٢٠:٤٦ - ١٣٩٦/٠١/٢٥
تو دل برو
|

Mehrdad Sayehban ٠٠:٢٠ - ١٣٩٦/٠١/٢٩
بامزه،دوست داشتنی
|

محمدرضا برج زاده ١٦:٤٥ - ١٣٩٦/٠٨/١٥
جذاب.دلربا
|

A.A ٠٤:٢٩ - ١٣٩٧/١٠/٠٩
برازنده
|

حسن امامی ٠٩:٤٧ - ١٣٩٧/١١/٢٠
ناز و تو دل برو
مثال Oh what an adorable little baby!
اوه. چه بچه کوچولوی ناز و تو دل برویی
|

مممم ٢٠:٣٣ - ١٣٩٨/٠٢/١١
ستایش
|

tinabailari ١٢:٥٨ - ١٣٩٨/٠٥/٠٦
very attractive
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی adorable
کلمه : Adorable
املای فارسی : ادربل
اشتباه تایپی : شیخقشذمث
عکس Adorable : در گوگل


آیا معنی adorable مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )