برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1329 100 1

adulthood

/ˈædʌlthʊd/ /ˈædʌlthʊd/

روانشناسى : بزرگسالى

بررسی کلمه adulthood

اسم ( noun )
• : تعریف: the part of life when a person is grown up; the adult years.

- When he reached adulthood, he left his parents' home.
[ترجمه ترگمان] وقتی به سن بلوغ رسید پدر و مادرش رو ترک کرد
[ترجمه گوگل] وقتی او به بزرگسالی رسید، خانه پدر و مادرش را ترک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه adulthood در جمله های نمونه

1. he spent his adulthood in poverty
دوران بزرگسالی خود را در فقر گذراند.

2. the passage from childhood to adulthood
گذشتن از کودکی به بلوغ

3. certain advantages accrue to people when they reach adulthood
وقتی افراد به سن بلوغ می‌رسند امتیازات بخصوصی به آنها تعلق می‌گیرد.

4. His problems began in early adulthood.
[ترجمه ترگمان]مشکلات او در اوایل بزرگسالی آغاز شدند
[ترجمه گوگل]مشکلات او در اوایل بزرگسالی آغاز شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Adulthood and responsibility seemed impossibly remote.
[ترجمه ترگمان]مسئولیت و مسئولیت به طرز غیر ممکنی خیلی دور به نظر می‌رسید
[ترجمه گوگل]بزرگسالان و مسئولیت به نظر غیرممکن به نظر می رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Responsibility, I suppose, is what defines adulthood.
[ترجمه ترگمان]مسئولیت، فکر می‌کنم، چیزی است که بزرگسالی را تعریف می‌کند
[ترجمه گوگل]من تصور می کنم مسئولیت، آنچه که بزرگسالان را تعریف می کند است
[ترجمه شما] ترجمه ...

معنی adulthood در دیکشنری تخصصی

adulthood
[بهداشت] بزرگسالی

معنی کلمه adulthood به انگلیسی

adulthood
• maturity, age of being fully developed
• adulthood is the state of being an adult.

adulthood را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Arezou Mhn
بلوغ، کمال، بزرگسالی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی adulthood
کلمه : adulthood
املای فارسی : ادولتهود
اشتباه تایپی : شیعمفاخخی
عکس adulthood : در گوگل

آیا معنی adulthood مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )