برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1329 100 1

aerobatic

واژه aerobatic در جمله های نمونه

1. He had flown on the T-28 Warbird Aerobatic Formation Demonstration Team for five years.
[ترجمه ترگمان]او به مدت ۵ سال در گروه تی - ۲۸ Warbird Aerobatic flown پرواز کرده بود
[ترجمه گوگل]او مدت پنج سال در تیم تندرستی سازنده اتراباتی T-28 Warbird قرار داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Glider flights ( Aerobatic flights ) overhead Huang Cun field, radius 15 km altitude 2000 m below.
[ترجمه ترگمان]Glider پرواز (Aerobatic پرواز)در میدان Huang، شعاع ۱۵ کیلومتری ارتفاع ۲۰۰۰ متر پایین‌تر
[ترجمه گوگل]پرواز هواپیمایی (پرواز ایرباباتی) سربار هوانگ کان، شعاع 15 کیلومتر ارتفاع 2000 متر زیر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Aerobatic flights over airfield up to 2000 m.
[ترجمه ترگمان]پروازهای Aerobatic بر سر فرودگاه تا ۲۰۰۰ متر
[ترجمه گوگل]پرواز های هواپیما بر روی فرودگاه تا 2000 متر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This method is becoming increasingly popular and has great benefits in terms of aerobatic flying.
[ترجمه ترگمان]این روش به طور فزاینده‌ای مح ...

معنی کلمه aerobatic به انگلیسی

aerobatic
• of aerobatics; performed in an airplane or glider

aerobatic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

seyedzadeh
Manoeuvres inttentionally performed by an aircraft involving an abrupt change in its attitude, an abnormal attitude, or an abnormal variation in speed.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی aerobatic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )