برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1286 100 1

affordable

/əˈfɔrdəbəl/ /əˈfɔːdəbl/

بررسی کلمه affordable

صفت ( adjective )
• : تعریف: able to be obtained without excessive sacrifice of money or without incurring serious consequences.

- Automobiles became affordable for the average family when they started to be mass produced.
[ترجمه ترگمان] اتومبیل برای خانواده متوسط زمانی مقرون‌به‌صرفه شد که آن‌ها شروع به تولید انبوه کردند
[ترجمه گوگل] هنگامی که آنها شروع به تولید انبوه کردند، ماشین ها برای خانواده های متوسط ​​مقرون به صرفه شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه affordable در جمله های نمونه

1. this trip is not affordable for me
استطاعت این مسافرت را ندارم.

2. Though I'm a woman, but I did it affordable, to put next.
[ترجمه زهرا] اگرچه من یک زن هستم اما آن را در حدتوانم انجام دادم تا قرار بعدی
|
[ترجمه ترگمان]با وجود اینکه من زن هستم، اما من این کار را affordable تا بعدی را انجام دهم
[ترجمه گوگل]اگرچه من یک زن هستم، اما من آن را مقرون به صرفه، برای قرار دادن بعدی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This weapons system is an affordable, hi-tech solution.
[ترجمه ترگمان]این سیستم سلاح یک راه‌حل مقرون‌به‌صرفه و مقرون‌به‌صرفه است
[ترجمه گوگل]این سیستم سلاح یک راه حل مقرون به صرفه و با تکنولوژی عالی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The restaurant serves good food at affordable prices.
[ترجمه ترگمان]این رستوران غذاهای خوبی را با قیمت‌های مقرون‌به‌صرفه سرو می‌کند
[ترجمه گوگل]رستوران غذای عالی با قیمت مناسب ارائه ...

معنی کلمه affordable به انگلیسی

affordable
• financially manageable
• if something is affordable, you have enough money to be able to pay for it.

affordable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mehrnoosh
inexpensive
مهنا جلیلیان
ارزان قیمت
ely
cost-effective
economical
inexpensive
و همه بمعنی مقرون به صرفه
نوروز
اقتصادی
ستاره
ارزان
زرابی
امکان پذیر بودن
MM
Affordable for/to sb: از پس خرید چیزی بر آمدن، قدرت خرید چیزی را داشتن
مثال:
This bike is affordable for me = از پس خریدن این دوچرخه بر میام
A.R
Cheap
Inexpensive
فواد بهشتی
قابل دسترس، امکان پذیر
دکتر سبحان اسماعیلی
مقرون به صرفه
بنیامین
قابل دسترسی
محمد م
مقرون به صرفه
armita
قابل خرید و ارزان ،قیمت منصفانه،مقرون به صرفه
zeinab
ارزان قیمت
حسین ریشهری
طبق تحقیقات من به معنی
ارزان-قابل دسترس-به صرفه-اقتصادی-
سوده
مقرون به صرفه.استطاعت
سوده
مقرون به صرفه.استطاعت
زهرا
استطاعت داشتن ، توان داشتن، مقرون به صرفه بودن
قدرت الله پناهی
مقرون به صرفه
مهدی باقری
یه مثال توپ برای این صفت پرایده، چون پراید یه ماشینیه که اکثریت توان خرید اونو دارن
البته داشتن!
Amir Hossain Rahbari
به صرفه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی affordable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )