برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1287 100 1

aggregator

واژه aggregator در جمله های نمونه

1. Fine original Chinese document Pham aggregator, to provide professional to write papers, to write documents service.
[ترجمه ترگمان]\"پام aggregator\" (پام aggregator)، نویسنده اصلی چین، برای نوشتن اسناد و نوشتن اسناد و مدارک، موظف به ارائه مدارک تخصصی است
[ترجمه گوگل]سند اصلی چینی سند Pham جمع کننده، برای ارائه حرفه ای برای نوشتن مقالات، برای نوشتن خدمات اسناد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Due to technical problems, the KuKuChew blog aggregator is shut down. Sorry for any inconveniences.
[ترجمه ترگمان]به خاطر مشکلات فنی، KuKuChew در حال بسته شدن است متاسف به خاطر any
[ترجمه گوگل]با توجه به مشکلات فنی، سازنده وبلاگ KuKuChew خاموش است برای ناراحتی ها متاسفم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Yahoo is really more of an aggregator of news and their partnership with ABCNews makes them just a shill for that network and its coverage.
[ترجمه ترگمان]یاهو واقعا more از اخبار است و مشارکت آن‌ها با abcnews باعث می‌شود که آن‌ها فقط برای این شبکه و پوشش آن shill باشند
[ترجمه گوگل]یاهو واقعا بیشتر از یک جمع کننده اخبار است و مشارکت آنها با ABCNews باعث می شود که آنها فقط یک شل برای این شبکه و پوشش آن باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه aggregator به انگلیسی

aggregator
• (internet, computers) computer that handles telephone calls through the internet (collects incoming calls and directs them out through isdn lines)

aggregator را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عمر
جمع کننده
سمیرا ق
مؤلف
فریــــــماه رفیعی
مدل کسب و کار "تجمیعی"
وبسایت یا برنامه ای که محتواهای مرتبط از سایت های مختلف را جمع آوری و به هم لینک میکند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی aggregator مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )