انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 895 100 1

بررسی کلمه aggression

اسم ( noun )
(1) تعریف: unprovoked hostile action against a country by another's military forces.
مترادف: offensive
مشابه: assault, attack, blitz, charge, foray, invasion, onset, onslaught, siege, thrust

- The nation retaliated for its neighbor's aggression by launching missiles.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ملت با پرتاب موشک‌ها برای تهاجم همسایه خود تلافی کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این کشور با پرتاب موشک به خاطر تجاوز همسایه خود اقدام به مقابله کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: The use of force or violence against another in order to dominate or achieve one's own aims.
مترادف: belligerence, belligerency, hostility, militancy
مشابه: competitiveness

- Most of all, he feared the aggression of the other prisoners.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بیشتر از همه، از پرخاشگری و پرخاشگری زندانی‌ها بیم داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بیشتر از همه، او از تجاوز دیگر زندانیان ترسید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The researchers believe that violent programming can cause aggression in young children.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] محققان بر این باورند که برنامه‌نویسی خشن می‌تواند باعث پرخاشگری در کودکان خردسال شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] محققان بر این باورند که برنامه نویسی خشونت آمیز می تواند باعث تجاوز در کودکان شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: any offensive action or actions against others.
مترادف: assault, attack
مشابه: belligerence, invasion, offense

- He was punished for the aggression he committed against the other player.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او به خاطر the که علیه دیگر بازیکنان مرتکب شد، مجازات شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او برای تجاوز علیه یکی دیگر از بازیکنان مجازات شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه aggression در جمله های نمونه

1. naked aggression
ترجمه تجاوز آشکار

2. the german aggression against poland
ترجمه تاختن (تجاوز) آلمان به لهستان

3. war of aggression
ترجمه جنگ تهاجمی

4. the surest way to prevent aggression is to remain strong
ترجمه مطمئن‌ترین راه جلوگیری از تجاوز نیرومند باقی‌ماندن است.

5. we will put an end to aggression
ترجمه ما به تجاوز پایان خواهیم داد.

6. Aggression is by no means a male-only trait.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پرخاشگری به هیچ وجه یک ویژگی مذکر نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تجاوز به هیچ وجه یک ویژگی مردانه نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Is football a good outlet for men's aggression?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فوتبال خوبی برای پرخاشگری برای مردان است؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا فوتبال یک راه خوب برای تجاوز مردان است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. We need to defend against military aggression.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما باید علیه تجاوز نظامی دفاع کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما باید از تجاوز نظامی دفاع کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Some types of dog are bred for aggression.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی از انواع سگ‌ها برای پرخاش پرورش داده می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی از انواع سگ ها برای تجاوز جنسی مورد استفاده قرار می گیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Sport became the perfect outlet for his aggression.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ورزش برای پرخاش او به یک خروجی عالی تبدیل شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ورزش برای پرخاشگری خود در بازار مناسب بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The whole land rose to resist foreign aggression.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کل زمین برای مقاومت در برابر تجاوز خارجی افزایش یافت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کل زمین برای مقاومت در برابر تجاوز خارجی افزایش یافت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Aggression is completely foreign to his nature .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پرخاشگری به طور کامل به ماهیت او بیگانه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تجاوز به طبیعت کاملا خارجی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Unprovoked displays of aggression cannot be tolerated.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نمایش Unprovoked پرخاشگری را نمی توان تحمل کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تظاهرات ناشی از تجاوز قابل تحمل نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Our dogs have never shown aggression towards other dogs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سگ‌های ما هرگز نسبت به سگ‌های دیگر حمله نکرده اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سگ های ما هرگز تجاوز به سگ های دیگر نشان نداده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Such aids amount to economic aggression.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کمک‌ها به تجاوز اقتصادی بستگی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چنین کمک هایی به تجاوز اقتصادی می انجامد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. The aggression of a bully leaves people feeling hurt, angry and impotent.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تجاوز به یک قلدر باعث می‌شود که مردم آزرده، خشمگین و ناتوان شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تجاوز یک چاقو به افراد احساس درد، عصبانیت و ناتوانی می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی عبارات مرتبط با aggression به فارسی

معنی aggression در دیکشنری تخصصی

aggression
[بهداشت] پرخاشگری
[روانپزشکی] پرخاشگری. اصطلاحی بسیار کلی برای انواع گوناگونی از اعمال همراه با حمله و خصومت و خشونت. - پرخاشگری
[روانپزشکی] پرخاشگری وسیله ای. 1- اعمال پرخاشگرانه که از تجارب آموخته شده ناشی می گردد، پرخاشگری آموخته شده ناشی می گردد، پرخاشگری آموخته شده از طریق واکنش تقویت شده. 2- رفتاری پرخاشگرانه که وسیله ای برای هدفی دیگر است، مثلاً تفهیم به فردی دیگر که فوراً اطلاق را ترک کند.

معنی کلمه aggression به انگلیسی

aggression
• hostile behavior; attack, offensive
• if a country or group shows aggression in its political or military activities, it frequently makes attacks on other countries or groups.
• if someone behaves with aggression, they behave in an angry and forceful way that makes other people feel threatened.
non aggression
• non-aggression is the idea or plan that countries should not attack, fight, or try to harm each other in any way.

aggression را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی aggression



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی aggression
کلمه : aggression
املای فارسی : اگگرسین
اشتباه تایپی : شللقثسسهخد
عکس aggression : در گوگل


آیا معنی aggression مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )