برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1310 100 1

ahead of the game


(عامیانه) برنده، دارای کارت یا امتیازبرنده

واژه ahead of the game در جمله های نمونه

1. She studies hard every day to stay ahead of the game.
[ترجمه ترگمان]او هر روز سخت مطالعه می‌کند تا از بازی جلوتر بماند
[ترجمه گوگل]او به سختی هر روز مطالعه می کند تا پیش از این بازی بماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A serious trader is ahead of the game because he does his homework day in andout.
[ترجمه ترگمان]یک تاجر جدی جلوتر از این بازی است چون او روز تکالیفش را در andout انجام می‌دهد
[ترجمه گوگل]یک معامله گر جدی پیش از این بازی است؛ زیرا او در روز تمرینات خانگی خود را انجام می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He got ahead of the game by finishing her work early.
[ترجمه ترگمان]قبل از این که کارش را به پایان برساند از بازی جلوتر بود
[ترجمه گوگل]او با پایان دادن به کار خود در اوایل بازی جلوتر رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This merger ought to put us ahead of the game.
[ترجمه ترگمان]این ادغام ما رو جلوی این بازی قرار میده
[ترجمه گوگل]این ادغام باید ما را جلوتر از بازی ...

ahead of the game را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ahead of the game
کلمه : ahead of the game
املای فارسی : اهید اوف تاه قیم
اشتباه تایپی : شاثشی خب فاث لشئث
عکس ahead of the game : در گوگل

آیا معنی ahead of the game مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )