برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1289 100 1

aisle

/ˈaɪl/ /aɪl/

معنی: راهرو، جناح
معانی دیگر: کنار، راهرو طرفین کلیسا (که معمولا با ردیفی از ستون از صحن کلیسا مجزا است)، جناح کلیسا، راهرو بین ردیف نیمکت یا صندلی ها، گذر باریک (بین دو ردیف درخت)

بررسی کلمه aisle

اسم ( noun )
مشتقات: aisled (adj.)
عبارات: in the aisles
(1) تعریف: any passageway, as between sections of seats in a theater or sections of shelves in a store.
مترادف: passageway
مشابه: alley, alleyway, bottleneck, corridor, gangway, lane, row, walk, walkway

- The bride and her father walked slowly down the aisle of the church.
[ترجمه ترگمان] عروس و پدرش آهسته از کنار کلیسا به راه افتادند
[ترجمه گوگل] عروس و پدرش آرام آرام کلیسا راه می رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- At first I couldn't find the peanut butter, but it was in the aisle with the cereal.
[ترجمه 🦄] اول نتونستم کره ی بادام زمینی را پیدا کنم ولی توی راهرو با غلات بود
|
[ترجمه ترگمان] اول نتونستم کره بادام‌زمینی پیدا کنم، اما توی راهرو با the بود
[ترجمه گوگل] در ابتدا کره بادام زمینی را پیدا نکردم، اما در حوضچه با غلات بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

واژه aisle در جمله های نمونه

1. In many churches the side aisles are separated from the central aisle by a row of arches.
[ترجمه ترگمان]در بسیاری از کلیساها، صندلی‌های کناری با ردیفی از طاق‌ها از راهروی مرکزی جدا می‌شوند
[ترجمه گوگل]در بسیاری از کلیساها، راهروهای جانبی از یک راهرو مرکزی از یک ردیف قوس جدا می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The aisle was floored with ancient bricks.
[ترجمه ترگمان]راهرو با آجرهای کهنه فرش شده بود
[ترجمه گوگل]این راهرو با آجر های باستانی کف شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I walked up and down the aisle to stretch my cramped muscles.
[ترجمه ترگمان]از راهرو بالا رفتم تا عضلات منقبض مرا کش بروند
[ترجمه گوگل]من به سمت بالا و پایین راهپیمایی رفتم تا عضلات تنگ امتداد پیدا کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Would you like an aisle seat or would you prefer to be by the window?
[ترجمه ترگمان]صندلی کنار راهرو رو دوست داری یا ترجیح میدی کنار پنجره باشی؟
[ترجمه گوگل]آیا صندلی راهرو را دوست دارید یا مایلید که در پنجره قرار بگیرید؟ ...

مترادف aisle

راهرو (اسم)
runway , aisle , corridor , hall , doorway , passage , lobby , walk , vestibule , gallery , passageway , door , gangway
جناح (اسم)
aisle , wing , flank , pinna , shoulder

معنی عبارات مرتبط با aisle به فارسی

شبستان، صحن
کنار، راهرو

معنی aisle در دیکشنری تخصصی

aisle
[عمران و معماری] راهرو - راهروی جانبی صحن - راهه
[زمین شناسی] راهرو- راهروجانبی صحن ، راهه
[صنعت] راهرو
[صنعت] چیدمان راهرو
[عمران و معماری] پهنای راهرو - عرض راهرو
[زمین شناسی] پهنای راهرو ، عرض راهرو

معنی کلمه aisle به انگلیسی

aisle
• passage, walkway (between rows of seats)
• an aisle is a long narrow gap that separates blocks of seats in a public building, or rows of shelves in a supermarket.
• you can use the aisle in expressions like `walking down the aisle' or `leading someone down the aisle' to refer to the activity of getting married.
crossing the aisle
• moving from one political party to the other for advantageous reasons

aisle را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Babak
راهرو
Matin
راهرو (بین صندلی ها )
amir
بین دو صندلی در هواپیما
بهمن حکمتی زاده
� در فروشگاه های بزرگ � ردیف
توضیح: در فروشگاه های بزرگ مشتری، در بین راهروهای باریکی که دو طرف آن قفسه هائی از اجناس است حرکت می کند تا اجناس مورد نیاز خود را بردارد. هرکدام از این ردیف ها یا راهروهای باریک یک Aisle است.
مستند: https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/aisle
علی ب
در هواپیما:فضای بین دو صندلی
وهاب
توضیح: در ایالات متحده دو حزب سیاسی عمده، یعنی جمهوری خواهان و دموکرات ها، the two sides of the aisle نامیده می شوند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی aisle
کلمه : aisle
املای فارسی : ایسل
اشتباه تایپی : شهسمث
عکس aisle : در گوگل

آیا معنی aisle مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )