انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 896 100 1

بررسی کلمه album

اسم ( noun )
(1) تعریف: a book or binder with blank pages or empty pockets in which a collection can be inserted, as of photographs, stamps, or mementos.
مترادف: book, notebook, scrapbook
مشابه: binder, catalogue, compilation, file, folder, portfolio

- I put the baby photos in the album.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] من عکس‌های بچه را در آلبوم گذاشتم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] عکسهای کودکم را در آلبوم گذاشتم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a long-playing phonograph record or set of records, or the jacket or binder thereof.
مترادف: disk, LP, record
مشابه: compact disk, recording, soundtrack, tape

- I loved that band, and I had all their albums.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] من عاشق این گروه بودم و تمام آلبوم‌های خود را داشتم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من این گروه را دوست داشتم و من همه آلبوم هایم را داشتم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- You can't play that album because it has a deep scratch.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] شما نمی‌توانید این آلبوم را بازی کنید چون یک خراش عمیق دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] شما نمیتوانید این آلبوم را بازی کنید زیرا دارای خراش عمیق است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: a collection of printed pictures, or a collection of musical or literary selections that are printed or recorded.
مترادف: anthology, collection, record
مشابه: chronicle, documentation

- He is publishing a new album of poetry this fall.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او در حال انتشار آلبوم جدیدی از شعر در پاییز امسال است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او این سقوط آلبوم جدید شعر را منتشر کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه album در جمله های نمونه

1. put a blob of glue on the back of the picture and stick it in the album
ترجمه یک چکه چسب پشت عکس بزن و آن را در آلبوم بچسبان.

2. Phil Collins appears on the album courtesy of Virgin Records.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فیل کالینز با انتشار آلبوم ویرجین رکوردز در آلبوم ظاهر شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فیل کولینز بر روی آلبوم با مجوز از Virgin Records ظاهر می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Their album has occupied the Number One slot for the past six weeks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آلبوم آن‌ها در شش هفته گذشته در جایگاه شماره یک قرار گرفته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آلبوم آنها شلوار شماره یک را برای شش هفته گذشته اشغال کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. I keep the photographs in an album.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من عکس‌ها را در یک آلبوم نگاه می‌دارم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من عکس ها را در آلبوم نگه می دارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Have you heard their new album?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آلبوم جدید آن‌ها را شنیدید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا آلبوم جدید خود را شنیده اید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The album is a heartfelt cry, redolent of a time before radio and television.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آلبوم از صمیم قلب گریه می‌کند، یک زمان قبل از رادیو و تلویزیون
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این آلبوم یک گریه جدی است و از زمان پخش رادیو و تلویزیون است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. This is a fabulous album. It's fresh, varied, fun.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک آلبوم عالی است تازه، متنوع و سرگرم‌کننده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک آلبوم افسانه ای است تازه، متنوع و سرگرم کننده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He had just completed his final solo album.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او تنها آلبوم انفرادی خود را به پایان رسانده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تازه آلبوم انفرادی خود را تکمیل کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He co-produced the album with Bowie.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او آلبوم را با بویی تولید کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او آلبومی با بووی تولید کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Despite the success of his last album, there are as yet no plans for any follow-ups.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با وجود موفقیت آخرین آلبوم او، هیچ برنامه‌ای برای پی‌گیری آن‌ها وجود ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با وجود موفقیت آخرین آلبوم او، هیچ برنامه ای برای پیگیری وجود ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The new album contains some carefully-wrought new songs and a number of familiar hits.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آلبوم جدید حاوی برخی آهنگ‌های جدید به دقت ساخته و تعدادی از آهنگ‌های آشنا است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آلبوم جدید شامل برخی از آهنگ های جدید با دقت کار شده و تعدادی از بازدید های آشنا است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. I want to show you the album of my college life.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میخوام آلبوم زندگیم رو بهت نشون بدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من می خواهم آلبوم زندگی کالجم را به شما نشان دهم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. He stuck her photos in the album.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او عکس‌ها را در آلبوم گیر انداخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او عکسهایش را در آلبوم گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The photos belong in an album.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عکس‌ها متعلق به یک آلبوم هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این عکس ها در یک آلبوم قرار دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف album

البوم (اسم)
album
جای عکس (اسم)
album
مرقع (اسم)
album , scrapbook

معنی کلمه album به انگلیسی

album
• phonograph record, set of phonograph records; package for a phonograph record; recording of several musical selections; scrapbook, book in which photographs or other memorabilia are saved
• an album is a record with about 25 minutes of music or speech on each side.
• an album is also a book in which you put photographs, stamps, or other things that you have collected.
family album
• album containing photographs of the family
photo album
• book used to hold preserve and display photographs
stamp album
• album where one keeps one's collection of postage stamps

album را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی album

ebitaheri@gmail.com ١٣:٣٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
دفتر
|

پیشنهاد شما درباره معنی album



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی album
کلمه : album
املای فارسی : البوم
اشتباه تایپی : شمذعئ
عکس album : در گوگل


آیا معنی album مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )