برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1217 100 1

alive and kicking


زنده و سرحال، سر و مر و گنده

واژه alive and kicking در جمله های نمونه

1. The salmon was alive and kicking when it was dragged out of the river.
[ترجمه ترگمان]ماهی آزاد زنده بود و وقتی از رودخانه بیرون کشیده می‌شد، لگد می‌زد
[ترجمه گوگل]ماهی قزل آلا زنده بود و هنگام خروج از رودخانه لگد زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The sport is still very much alive and kicking in this country.
[ترجمه ترگمان]این ورزش هنوز زنده است و در این کشور بازی می‌کند
[ترجمه گوگل]این ورزش هنوز بسیار زنده است و لقب در این کشور است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. My mother is still alive and kicking.
[ترجمه سمیرا] مادر من هنوز سرحال و قبرق است.
|

[ترجمه ترگمان]مادرم هنوز زنده است و لگد می‌زند
[ترجمه گوگل]مادر من هنوز زنده است و لگد زده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You'll be glad to hear that Bill is ...

معنی کلمه alive and kicking به انگلیسی

alive and kicking
• alive and well, living and breathing, alive

alive and kicking را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سمیرا
سرحال و قبراق
سلام
سالم و سلامت
Setayesh-Arya
سر و مر و گنده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی alive and kicking
کلمه : alive and kicking
املای فارسی : لایو اند کیککینگ
اشتباه تایپی : شمهرث شدی نهزنهدل
عکس alive and kicking : در گوگل

آیا معنی alive and kicking مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )