برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1288 100 1

allegiant


معنی: وفادار، صادق، هم پیمان

واژه allegiant در جمله های نمونه

1. Such integration may be seen as reinforcing an allegiant rather than a neutral or alienated orientation to the political system.
[ترجمه ترگمان]چنین integration ممکن است به عنوان تقویت‌کننده یک allegiant به جای یک جهت خنثی یا alienated برای سیستم سیاسی دیده شود
[ترجمه گوگل]چنین یکپارچگی ممکن است به عنوان تقویت یک رویکرد به جای یک جهت گیری بی طرف یا بی طرف به سیستم سیاسی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I think to dogs are supposed to the allegiant friend in the world.
[ترجمه ترگمان]فکر می‌کنم سگ‌ها دوست وفادار دنیا هستند
[ترجمه گوگل]من فکر می کنم که سگ ها به دوست یگانه در جهان متکی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It is impossible to be allegiant to two opposing forces.
[ترجمه ترگمان]غیر ممکن است که به دو نیروی متضاد تقسیم شود
[ترجمه گوگل]به دو نیرو مخالف غیرممکن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In contrast, Britain and the United States are among those countries cited as exhibiting a strong allegiant orientation.
[ترجمه ترگمان] ...

مترادف allegiant

وفادار (صفت)
constant , allegiant , loyal , staunch , stanch , leal , trig , single-hearted
صادق (صفت)
truthful , frank , allegiant , loyal , leal , honest , sincere , veridical
هم پیمان (صفت)
allegiant , confederate , federate

معنی کلمه allegiant به انگلیسی

allegiant
• faithful; loyal; reliable
• one who is loyal, one who is faithful

allegiant را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محسن❤️رضوي❤️ستاره
constant ثابت قدم
covenant عهد
allegiant هم عهد
leal حق شناس ، وفادار
loyal صادقانه پا برجا
faithful
I am faithful to the covenant of love
من وفادار به عهد عشق هستم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی allegiant
کلمه : allegiant
املای فارسی : اللگینت
اشتباه تایپی : شممثلهشدف
عکس allegiant : در گوگل

آیا معنی allegiant مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )