انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 954 100 1

already

تلفظ already
تلفظ already به آمریکایی/ɒlˈredi/ تلفظ already به انگلیسی/ɔːlˈredi/

معنی: قبلا، پیش از این
معانی دیگر: از پیش، از قبل، تا حالا، هم اکنون، همین حالا، فعلا، به نقد، به این زودی، همانگاه، همان وقت

بررسی کلمه already

قید ( adverb )
(1) تعریف: by or before this time or that time; previously.
مترادف: previously

- I don't feel like watching that movie because I've already seen it.
ترجمه کاربر [ترجمه یحیی اسد] حس تماشای این فیلم را ندارم زیرا آن را قبلا دیده ام.
|

ترجمه کاربر [ترجمه محمد م] من علاقه ای به دیدن آن فیلم ندارم زیرا من قبلا آن را دیده ام .
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دلم نمی‌خواهد این فیلم را ببینم، چون قبلا آن را دیده بودم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من احساس تماشای این فیلم را احساس نمی کنم زیرا قبلا آن را دیده ام
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- By the time I reached the station, the train had already left.
ترجمه کاربر [ترجمه سعید] همان لحظه که به ایستگاه رسیدم، قطار رفته بود.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] وقتی به ایستگاه رسیدم، قطار از پیش رفته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] در آن زمان به ایستگاه رسیدم، قطار قبلا رفته بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: from an earlier time.

- I already have a good coat, so I don't need another one.
ترجمه کاربر [ترجمه A.A] فعلا که یک کت خوب دارم ، پس به یکی دیگه نیاز ندارم
|

ترجمه کاربر [ترجمه nm] فعلا من یک کت خوب دارم,پس به یکی دیگه نیاز ندارم
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] من یه کت خوب دارم، پس یکی دیگه هم لازم ندارم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من قبلا یک کت خوب دارم، بنابراین من به یکی دیگر نیاز ندارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- I already knew what I wanted, so I was ready to order.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] قبلا می‌دانستم که چه می‌خواهم، بنابراین آماده بودم که سفارش بدهم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من قبلا می دانستم که چه میخواهم، بنابراین آماده بودم که سفارش بدهم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: so soon.
متضاد: finally

- Are you done with your work already?
ترجمه کاربر [ترجمه Ho3in] آیا قبلا"کار خود را تمام کرده اید؟
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] کارت با کارت تموم شد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آیا قبلا با کار خود کار کرده اید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه already در جمله های نمونه

1. he had already seen the name somewhere in his readings
ترجمه ضمن مطالعات خود قبلا این نام را در جایی دیده بود.

2. i had already thought of this problem
ترجمه از پیش فکر این مسئله را کرده بودم.

3. i have already drafted two chapters of the book
ترجمه من تاکنون دو فصل از کتاب را چرک‌نویس کرده‌ام.

4. i have already placed my order
ترجمه قبلا سفارش خود را داده‌ام.

5. i have already registered for this class
ترجمه من قبلا برای این کلاس نام نویسی کرده‌ام.

6. she had already braced herself for her father's criticism
ترجمه از پیش خود را برای سرزنش پدرش مهیا کرده بود.

7. she had already intimated her disapproval
ترجمه او قبلا مخالفت خود را به طور ضمنی اعلام کرده بود.

8. she has already taken all of her electives
ترجمه او قبلا همه‌ی دروس اختیاری خود را برداشته است.

9. they had already saddled and bridled mehri's horse
ترجمه اسب مهری را از پیش زین و لگام کرده بودند.

10. you are already two days late
ترجمه همین حالا هم دو روز دیر کرده‌اید.

11. i fear i have already made enough mistakes
ترجمه نگرانم که هم‌اکنون به اندازه‌ی کافی اشتباه کرده‌ام.

12. i have enough headaches already
ترجمه فعلا به اندازه‌ی کافی دردسر دارم.

13. like as not, he's already dead
ترجمه متحملا تاکنون مرده است.

14. the liberals' opposition had already been discounted
ترجمه مخالفت لیبرال‌ها از پیش محاسبه شده بود.

15. i can't do it; i already have too much on my plate
ترجمه نمی‌توانم آن کار را بکنم (چون) حسابی سرم شلوغ است.

16. when i arrived, he had already gone
ترجمه وقتی که وارد شدم او (قبلا) رفته بود.

17. she was remembering them what they already knew
ترجمه آنچه را که قبلا می‌دانستند به آنها یادآوری می‌کرد.

18. those who had arrived first had already pegged out some of the best lands
ترجمه آنان که اول سر رسیده بودند قبلا برخی از بهترین زمین‌ها را مرز بندی (تصاحب) کرده بودند.

19. when she arrived, the children were already in bed
ترجمه وقتی وارد شد بچه‌ها دیگر در رختخواب بودند.

20. you should not duplicate what has already been done
ترجمه شما نباید کار انجام شده را تکرار کنید.

21. he is a careless driver and has already had several accidents
ترجمه او راننده‌ی سر به‌هوایی است و تا به حال چندین تصادف کرده است.

22. he is only 75, but he is already doting
ترجمه او فقط 75 سال دارد ولی از حالا خرف شده است.

23. process for their appearance in court has already been issued
ترجمه ورقه‌ی احضار آنها به دادگاه قبلا صادر شده است.

24. she is so choosy that she has already turned down five suitors
ترجمه او آن قدر مشکل‌پسند است که تاکنون پنج خواستگار را رد کرده است.

25. when their cavil ended, the train had already left
ترجمه هنگامی که محاجه‌ی آنها تمام شد ترن رفته بود.

26. he is a person whose counsel we had already heard
ترجمه او کسی است که رهنمودهای او را قبلا هم شنیده بودیم.

27. when i discovered my own deception it was already too late
ترجمه وقتی به گول خوردگی خود پی بردم که کار از کار گذشته بود.

28. she spent half an hour browsing through the chapter he had already read
ترجمه او نیم ساعت فصلی را که قبلا خوانده بود جسته گریخته مرور کرد.

29. He's already in training for the big race against Bailey.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در حال تمرین برای مسابقه بزرگ در برابر بیلی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در حال تمرین برای مسابقه بزرگ علیه بیلی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

30. I've only worn this jumper twice, and it's already begun to bobble.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من فقط دو بار این جهنده را پوشیدم، و تازه شروع به این کار کرده‌ام
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من فقط دو بار این بلوز را پوشانده ام، و در حال حاضر آن را شروع کرده ام
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف already

قبلا (قید)
heretofore , beforehand , already , formerly , erstwhile , erst , supra
پیش از این (قید)
heretofore , already , hitherto , erenow

معنی already در دیکشنری تخصصی

already
[فوتبال] پیش از این-قبلا
[ریاضیات] درگذشته، قبلا، اکنون

معنی کلمه already به انگلیسی

already
• previously, before a certain time
• if something has already happened, it has happened before the present time.
• you also use already to indicate that something happened earlier than expected.
already then
• even at that point in time

already را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی already

aaa ١٣:٠٣ - ١٣٩٦/٠١/٠٣
پیشنون
pišnun
پیش نون (حالا، در واژه ی اکنون)
|

خیری ٠٤:٤٧ - ١٣٩٦/٠٩/٠٦
We use already to say that something happened sooner than expected. چه در گذشته و چه در حال
|

علی اکبر منصوری ١٠:٤٤ - ١٣٩٧/٠١/١٩
دیگر،دیگه، به این زودی، هنوز هیچی نشده، تا حالا، فعلا، قبلا، (بسته به نوع جمله برای ترجمه به فارسی)
|

maryam ١٢:١٧ - ١٣٩٧/٠٤/١٥
he has already drunk the juice
|

Aaaaaaaaa ١٦:٣٩ - ١٣٩٧/٠٥/٢٣
تا حال. تا کنون
|

فرزاد زارع ١٣:١٢ - ١٣٩٧/٠٧/٢٢
در بعضی مواقع و جمله ها معنی همانا هم میدهد.
باید کلمات را به صورت جداگانعه ای درک کرد با حفظ ترجمه کلمات نمیتوان منظور فرد یا جمله را فهمید بلکه بسیار راحتتر و محتملترین معانی رو باید در جمله به کار برد یا معنی کرد.
|

Ali Reza ٠٠:٠٢ - ١٣٩٧/٠٧/٢٩
قبلا" مثال: she has already graduated
|

Ali reza ١٥:٠٩ - ١٣٩٧/٠٧/٢٩
در ساختار subject have\has already pp .....0 استفاده میکنیم برای گفتن اینکه خودمان یا فرد یا افراد دیگری قبلا کاری را انجام داده اند یعنی در گذشته ,و در اینجاalready را (قبلا) معنا می کنیم ,و لی در جاهای دیگر already در اخر جمله می اید و به معنای( در حال حاضر) می باشد مثال : .they have already read the book و.He has already worked at the factory
|

ایما ٠٤:٣٠ - ١٣٩٧/٠٨/١٨
از الانِش
|

Mr.x ١٤:١٢ - ١٣٩٧/٠٨/٢٢
بهترین معادل فارسیش همون قبلا.
که بعد از have. Has. Had. میاد
|

Mr.x ١٤:١٢ - ١٣٩٧/٠٨/٢٢
بهترین معادل فارسیش همون قبلا.
که بعد از have. Has. Had. میاد
|

Sara.takbab ١٥:٣٠ - ١٣٩٧/٠٨/٢٢
Before
|

222 ٢٠:٠١ - ١٣٩٧/٠٩/٠١
هنوز
|

عادل سوپک ١٤:٢٤ - ١٣٩٧/٠٩/٢٠
در حال حاضر
they are already healthy = آنها در حال حاضر سالم هستند.
|

محمدامین رضایی ٢٣:٤٠ - ١٣٩٧/١٠/٠٣
قبلا
|

بهزاد ٠٢:٠٩ - ١٣٩٧/١٠/٠٩
تا اونوقت
مثلا : He will alreday have eaten when his freinds arrive.
|

مرجان میری لواسانی ١٩:٥٧ - ١٣٩٧/١٠/١٧
دیگر
دیگه ( محاوره )
|

yaser ٠٨:٤٨ - ١٣٩٧/١١/١١
We use already to emphasise that something was completed before something else happened. It is often used with the present perfect or past
|

محمدرضا ١٥:٢٩ - ١٣٩٧/١١/١٥
قبلا
|

Rahmani ٠٩:٢١ - ١٣٩٧/١٢/١٦
At an ealier time
|

Fatemeh ١٦:٤٠ - ١٣٩٧/١٢/٢٧
سریع .اماده شدن
It is alreday made
|

ebitaheri@gmail.com ١٦:٤٣ - ١٣٩٨/٠١/٢١
تا الان ، تاکنون
|

faranak ١٠:٠١ - ١٣٩٨/٠٢/٢٦
before = already برای اینکه - همچنان
|

10 ١٣:٥٦ - ١٣٩٨/٠٣/٠١
دیگر،دیگه، به این زودی، هنوز هیچی نشده، تا حالا، فعلا، قبلا، (بسته به نوع جمله برای ترجمه به فارسی)
|

S ١٥:٣٩ - ١٣٩٨/٠٣/٠١
تاحالا
|

ebitaheri@gmail.com ٠٩:٠٤ - ١٣٩٨/٠٤/٠٢
پیشتر ، زودتر ، قبل‌تر
|

محمد اسماعیلی ١٠:٣٩ - ١٣٩٨/٠٤/٢١
همین الانشم
|

کسرا ١٦:٢٠ - ١٣٩٨/٠٤/٢١
به نظر من

already= before new
|

پیشنهاد شما درباره معنی already



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی already
کلمه : already
املای فارسی : آلردی
اشتباه تایپی : شمقثشیغ
عکس already : در گوگل


آیا معنی already مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )