برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1186 100 1

already

/ɒlˈredi/ /ɔːlˈredi/

معنی: قبلا، پیش از این
معانی دیگر: از پیش، از قبل، تا حالا، هم اکنون، همین حالا، فعلا، به نقد، به این زودی، همانگاه، همان وقت

بررسی کلمه already

قید ( adverb )
(1) تعریف: by or before this time or that time; previously.
مترادف: previously

- I don't feel like watching that movie because I've already seen it.
[ترجمه یحیی اسد] حس تماشای این فیلم را ندارم زیرا آن را قبلا دیده ام.
|

[ترجمه محمد م] من علاقه ای به دیدن آن فیلم ندارم زیرا من قبلا آن را دیده ام .
|

[ترجمه samir_8203] حسش نيست اين فيلم رو ببينم چون قبلا ديدم
|

[ترجمه ترگمان] دلم نمی‌خواهد این فیلم را ببینم، چون قبلا آن را دیده بودم
[ترجمه گوگل] من احساس تماشای این فیلم را احساس نمی کنم زیرا قبلا آن را دیده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

واژه already در جمله های نمونه

1. he had already seen the name somewhere in his readings
ضمن مطالعات خود قبلا این نام را در جایی دیده بود.

2. i had already thought of this problem
از پیش فکر این مسئله را کرده بودم.

3. i have already drafted two chapters of the book
من تاکنون دو فصل از کتاب را چرک‌نویس کرده‌ام.

4. i have already placed my order
قبلا سفارش خود را داده‌ام.

5. i have already registered for this class
من قبلا برای این کلاس نام نویسی کرده‌ام.

6. she had already braced herself for her father's criticism
از پیش خود را برای سرزنش پدرش مهیا کرده بود.

7. she had already intimated her disapproval
او قبلا مخالفت خود را به طور ضمنی اعلام کرده بود.

8. she has already taken all of her electives
او قبلا همه‌ی دروس اختیاری خود را برداشته است.

9. they had already saddled and bridled mehri's horse
اسب مهری را از پیش زین و لگام کرده بودند.

10. you are already two days late
همین حالا هم دو روز دیر کرده‌اید.

11. i fear i have already made enough mistakes
نگرانم که هم‌اکنون به اندازه‌ی کافی اشتباه کرده‌ام.

...

مترادف already

قبلا (قید)
heretofore , beforehand , already , formerly , erstwhile , erst , supra
پیش از این (قید)
heretofore , already , hitherto , erenow

معنی already در دیکشنری تخصصی

already
[فوتبال] پیش از این-قبلا
[ریاضیات] درگذشته، قبلا، اکنون

معنی کلمه already به انگلیسی

already
• previously, before a certain time
• if something has already happened, it has happened before the present time.
• you also use already to indicate that something happened earlier than expected.
already then
• even at that point in time

already را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

aaa
پیشنون
pišnun
پیش نون (حالا، در واژه ی اکنون)
خیری
We use already to say that something happened sooner than expected. چه در گذشته و چه در حال
علی اکبر منصوری
دیگر،دیگه، به این زودی، هنوز هیچی نشده، تا حالا، فعلا، قبلا، (بسته به نوع جمله برای ترجمه به فارسی)
maryam
he has already drunk the juice
Aaaaaaaaa
تا حال. تا کنون
فرزاد زارع
در بعضی مواقع و جمله ها معنی همانا هم میدهد.
باید کلمات را به صورت جداگانعه ای درک کرد با حفظ ترجمه کلمات نمیتوان منظور فرد یا جمله را فهمید بلکه بسیار راحتتر و محتملترین معانی رو باید در جمله به کار برد یا معنی کرد.
Ali Reza
قبلا" مثال: she has already graduated
Ali reza
در ساختار subject have\has already pp .....0 استفاده میکنیم برای گفتن اینکه خودمان یا فرد یا افراد دیگری قبلا کاری را انجام داده اند یعنی در گذشته ,و در اینجاalready را (قبلا) معنا می کنیم ,و لی در جاهای دیگر already در اخر جمله می اید و به معنای( در حال حاضر) می باشد مثال : .they have already read the book و.He has already worked at the factory
ایما
از الانِش
Mr.x
بهترین معادل فارسیش همون قبلا.
که بعد از have. Has. Had. میاد
Mr.x
بهترین معادل فارسیش همون قبلا.
که بعد از have. Has. Had. میاد
Sara.takbab
Before
222
هنوز
عادل سوپک
در حال حاضر
they are already healthy = آنها در حال حاضر سالم هستند.
بهزاد
تا اونوقت
مثلا : He will alreday have eaten when his freinds arrive.
مرجان میری لواسانی
دیگر
دیگه ( محاوره )
yaser
We use already to emphasise that something was completed before something else happened. It is often used with the present perfect or past
محمدرضا
قبلا
Rahmani
At an ealier time
Fatemeh
سریع .اماده شدن
It is alreday made
faranak
before = already برای اینکه - همچنان
10
دیگر،دیگه، به این زودی، هنوز هیچی نشده، تا حالا، فعلا، قبلا، (بسته به نوع جمله برای ترجمه به فارسی)
S
تاحالا
محمد اسماعیلی
همین الانشم
کسرا
به نظر من

already= before new
امین
تا حالا
tinabailari
we got there at ten but Martin had already left
ما ساعت ده اونجا رسیدیم ولی مارتین قبلا رسیده بود
before....
محمد پویا
پیشاپیش
babak_ri
در حالت کنونی
محدثه فرومدی
آن موقع، آن زمان، آن هنگام، اینک، هم‌اینک
معصومه نصرتی
همین الان
محمد
به نظر من "تازه" بهترین معنی برای این لغت هست. چند مثال آورده شده در بالا رو با این روش ترجمه میکنم مقایسه کنید
I don't feel like watching that movie because I've already seen it.
حس تماشای این فیلم را ندارم زیرا آن را قبلا= تازه دیده ام. تازه در اینجا از لحاظ زمانی هست نه نو بودن یک کالا
By the time I reached the station, the train had already left.
قطار تازه رفته بود.

دکتر محمد حسین حدیدی
before now

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی already
کلمه : already
املای فارسی : آلردی
اشتباه تایپی : شمقثشیغ
عکس already : در گوگل

آیا معنی already مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )