انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 892 100 1

بررسی کلمه altogether

قید ( adverb )
(1) تعریف: thoroughly; totally.
مترادف: absolutely, completely, entirely, perfectly, quite, thoroughly, totally, utterly, wholly
مشابه: all, clean, downright, outright, right, whole

- The situation is altogether hopeless.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اوضاع کام لا نومید کننده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] وضعیت کاملا نا امید کننده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: including everything; all told.
مترادف: as a whole, overall
مشابه: all, all in all

- Altogether, they made a good profit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] روی هم رفته سود خوبی داشتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] در کل، آنها سود خوبی را به دست آوردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: with all things considered.
مترادف: after all, all in all, on the whole, overall
مشابه: generally

- Altogether, she's better off now than before.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] روی هم رفته از قبل بهتر شده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] در مجموع، او اکنون بهتر از قبل است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه altogether در جمله های نمونه

1. he is altogether wrong
ترجمه او کاملا در اشتباه است.

2. the trip altogether was a great success
ترجمه سفر رویهم رفته بسیار موفقیت‌آمیز بود.

3. this is altogether different from what i expected
ترجمه این با آنچه انتظار داشتم کلا فرق دارد.

4. her remark was unexpected and altogether extraneous
ترجمه اظهار او غیر منتظره و کاملا نامربوط بود.

5. my father wrote thirty books altogether
ترجمه پدرم جمعا سی کتاب نوشت.

6. ’Tis altogether vain to learn wisdom and yet live foolishly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به کلی بی‌هوده است که عقل و شعور یاد بگیرد و در عین حال ابلهانه زندگی کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]'Tis به طور کامل بیهوده برای یادگیری حکمت و در عین حال زندگی احمقانه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Wickedness does not go altogether unrequited.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Wickedness به هیچ وجه در یک طرفه نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شرارت به طور کامل از بین نمی رود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Wickedness does no go altogether unrequited.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Wickedness به هیچ وجه یک طرفه نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شرارت به هیچ وجه بدون رضایت کامل نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ای کاش شما می‌توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره‌مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. I don't think you've been altogether honest with me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من فکر نمی‌کنم که تو کاملا با من صادق بودی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من فکر نمی کنم شما کاملا با من صادق باشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Altogether there were 38 people in the bus.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روی هم رفته ۳۸ نفر در اتوبوس بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در مجموع اتوبوس 38 نفر بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Congress could ban the procession altogether.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کنگره می‌تواند به طور کلی این مراسم را ممنوع کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کنگره می تواند فرقه را به طور کامل ممنوع کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Taken altogether, this TV play was successful.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روی هم رفته این نمایش تلویزیونی موفقیت‌آمیز بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در مجموع، این بازی تلویزیون موفقیت آمیز بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Altogether, our achievements are very great.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در مجموع، دستاوردهای ما بسیار عالی هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در مجموع، دستاوردهای ما بسیار عالی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The government has simply ignored the problem altogether.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دولت به سادگی این مشکل را نادیده گرفته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دولت به سادگی مشکل را نادیده گرفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. When Artie stopped calling altogether, Julie found a new man.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی آرتی از این کار دست کشید جولی مرد جدیدی پیدا کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که آریتی تماس را قطع کرد، جولی مرد دیگری را پیدا کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. The risk cannot be eliminated altogether.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ریسک را نمی توان به طور کلی حذف کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خطر را نمی توان حذف کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. I am not altogether happy about the decision.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من کاملا از این تصمیم راضی نیستم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من در مورد این تصمیم کاملا خوشحال نیستم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

19. The flow slowed, then ceased altogether.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جریان آرام شد و بعد به کلی خاموش شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جریان آهسته و سپس تمام شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف altogether

مجموع (اسم)
complex , aggregate , altogether , sum , summation , sum total , totality
همگی (قید)
altogether , all
تماما (قید)
well , altogether , all , quite , wholly , fully , throughout , in toto , stark , teetotally , hand-and-foot
کاملا (قید)
outright , exactly , altogether , quite , smack , whole-hog , wholly , fully , entirely , totally , thru , in toto , teetotally , hand-and-foot , utterly , scot and lot , soundly , throughly
روی هم رفته (قید)
altogether , overall , totally , all-told , by and large , in toto
با هم (قید)
altogether , vis-a-vis , in toto , together , simultaneously
اجماعا (قید)
altogether , unanimously
از همه جهت (قید)
altogether
یکسره (قید)
exactly , across , indiscriminately , altogether , all , at once , non-stop

معنی altogether در دیکشنری تخصصی

altogether
[ریاضیات] روی هم

معنی کلمه altogether به انگلیسی

altogether
• summarily, inclusively; totally, completely
• altogether is used to say that something has been done or stopped completely.
• if one thing is altogether different from another, the two things are completely different.
• you can use altogether to summarize something you have been talking about.
• you also use altogether to indicate that the amount you are mentioning is a total.
in the altogether
• nude, unclothed, naked; in the nude

altogether را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی altogether

فرهاد سليمان‌نژاد ١٨:٠٦ - ١٣٩٧/٠٥/٠٨
سرجمع
|

فیض ٠٩:٠٦ - ١٣٩٧/١٢/٠٩
بتمامی
|

پیشنهاد شما درباره معنی altogether



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی altogether
کلمه : altogether
املای فارسی : التگتهر
اشتباه تایپی : شمفخلثفاثق
عکس altogether : در گوگل


آیا معنی altogether مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )