انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1076 100 1

an

تلفظ an
تلفظ an به آمریکایی/æn/ تلفظ an به انگلیسی/æn/

مخفف: در سال، سنه ی، یک، واحد، یک عدد، هر یک، در، چیزی، کسی، - ی، (an حرف تعریفی است که قبل از حروف صدادار یا واژه هایی که با h غیر ملفوظ آغاز می شوند می آید، ولی a قبل از واژه هایی که با حروف بی صدا آغاز می شوند می آید - فرق (a (an و the این است که a و an حرف های تعریف نکره یا نامعلوم هستند، در صورتیکه the حرف تعریف معرفه یا معلوم است:، پیشوند a- که قبل از حروف صدادار تبدیل به an- می شود، پیشوند ad- (که قبل از واژه هایی که با n شروع می شوند به صورت ـ an در می آید)، حرف a در جلو حروف صدادار و جلو حرف h بصورت anاستعمال میشود

بررسی کلمه an

پسوند ( suffix )
(1) تعریف: one that is from, belongs to, or lives in.

- Nicaraguan.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] Nicaraguan Nicaraguan
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] نیکاراگوئه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- reptilian
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] خزنده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] خزنده
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- European.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اروپایی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اروپایی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: one employed or knowledgeable in.

- physician
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] پزشک
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] پزشک
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: one who follows the doctrines of.

- republican
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] جمهوری‌خواه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] جمهوری خواه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: relating to; characterized by; resembling.

- protean
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] شکل پذیر
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] پروتئین
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
حرف تعریف نامعین ( indefinite article )
(1) تعریف: used before words starting with a vowel or vowel sound.

- an apple
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] سیب
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک سیب
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- an hour
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک ساعت …
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک ساعت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: see a
پیشوند ( prefix )
• : تعریف: not; without.

- anesthesia
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ماده بی‌هوشی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بیهوشی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
پیشوند ( prefix )
• : تعریف: to.

- annex
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] پیوست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ضمیمه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- announce
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اعلام کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اعلام
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه an در جمله های نمونه

1. an abandoned child
ترجمه کودکی که والدینش او را رها کرده‌اند،بچه سر راهی

2. an abandoned farmhouse
ترجمه خانه روستایی متروکه

3. an abbreviated story
ترجمه داستان خلاصه شده

4. an abject coward
ترجمه ترسویی فرومایه

5. an abrupt decision
ترجمه تصمیم ناگهانی

6. an absent-minded professor
ترجمه استاد فراموشکار

7. an absent-minded professor
ترجمه معلم حواس پرت

8. an absolute lie
ترجمه دروغ محض

9. an absorbing tale
ترجمه داستان جذاب

10. an abstract of his recent article
ترجمه چکیده‌ی مقاله‌ی اخیر او

11. an abundance of mineral resources
ترجمه وفور منابع کانی

12. an abysmal hole in the mountain
ترجمه سوراخی بسیار عمیق در کوهستان

13. an acceptable offer
ترجمه پیشنهاد قابل قبول

14. an accessible and honest man
ترجمه یک مرد خوش برخورد و امین

15. an accessory after the fact
ترجمه معاونت در جرم پس از ارتکاب

16. an accessory mineral in a rock
ترجمه فلز به مقدار کم در سنگ

17. an accessory obligation
ترجمه تعهد اضافی

18. an accident-prone driver
ترجمه راننده‌ای که مرتبا دچار تصادف می‌شود

19. an accomplished painter
ترجمه نقاش چیره دست

20. an account book
ترجمه دفتر حساب

21. an account showing $100 on the debit side and $1000 on the credit side
ترجمه حسابی که در ستون بدهکار صد دلار و در ستون بستانکار هزار دلار نشان می‌دهد

22. an accredited college
ترجمه کالج معتبر،دانشگاه دارای امتیازنامه رسمی

23. an accredited diplomat
ترجمه دیپلمات دارای استوارنامه

24. an accredited representative
ترجمه نماینده‌ی مجاز

25. an accumulation of various information
ترجمه مجموعه‌ای از اطلاعات گوناگون

26. an accurate answer
ترجمه پاسخ صحیح

27. an accurate thermometer
ترجمه گرماسنج دقیق

28. an ace in the hole
ترجمه آس رو نشده (در روی میز)

29. an ace salesman
ترجمه فروشنده‌ی ماهر

30. an achromatic lens
ترجمه یک عدسی ساده

31. an acid can react with a base to form a salt
ترجمه اسید می‌تواند با باز فعل و انفعال بکند و ملح تشکیل بدهد.

32. an acid that penetrates into tissues
ترجمه اسیدی که به درون بافت‌ها رخنه می‌کند

33. an acid whose formula is hcooh
ترجمه اسیدی به فرمول hcooh

34. an acidhead
ترجمه معتاد به ال اس دی

35. an acknowledgement of guilt
ترجمه اقرار به گناه

36. an acre of rough covered with thistles
ترجمه یک جریب زمین ناهموار و پوشیده از خار

37. an acre under corn
ترجمه یک جریب زمین زیر کشت ذرت

38. an acrid criticism of capitalism
ترجمه انتقاد تلخ از نظام سرمایه‌داری

39. an acrimonious dispute
ترجمه مشاجره‌ی تند و تلخ

40. an across-the-board pay raise
ترجمه اضافه حقوق برای همه

41. an act establishing limits on immigration
ترجمه مصوبه‌ای که برای مهاجرت محدودیت قایل می‌شود

42. an act of cruelty
ترجمه عمل ستمگرانه

43. an act of generosity and goodness
ترجمه عمل سخاوتمندانه و نیک

44. an act of kindness
ترجمه عملی از روی مهربانی

45. an act of oblivion
ترجمه عمل عفو آمیز

46. an act of parliament
ترجمه مصوبه مجلس شورا

47. an act that outraged human nature
ترجمه عملی که نهاد بشری را خوار و خفیف کرد.

48. an act the performance of which is a violation
ترجمه عملی که انجام آن تخلف محسوب می‌شود

49. an action that imports hostility
ترجمه عملی که دال بر خصومت است.

50. an action that will not lie
ترجمه کاری که (از نظر قضایی) قابل پیگیری نیست

51. an active coal mine
ترجمه معدن زغالسنگ دایر

52. an active market
ترجمه بازار داغ (پر رونق) بازار فعال

53. an active member of the party
ترجمه عضو فعال حزب

54. an active mind
ترجمه مغز متفکر

55. an active volcano
ترجمه کوه آتشفشان فعال

56. an actor must study his lines
ترجمه بازیگر باید متن خود را از بر کند.

57. an actor who can project his feelings
ترجمه هنرپیشه‌ای که می‌تواند احساسات خود را بیان کند

58. an actor who has gained a lot of publicity
ترجمه هنرپیشه‌ای که خیلی شهرت کسب کرده است

59. an acuminate leaf
ترجمه برگ سرسوزنی

60. an acute angle is less than 90 degrees
ترجمه زاویه‌ی حاده کمتر از نود درجه است.

61. an acute observer
ترجمه مراقب تیزهوش

62. an acute pain
ترجمه درد شدید

63. an acute sense of smell
ترجمه شامه‌ی حساس

64. an acute shortage of food
ترجمه بحران کمبود غذا

65. an added burden
ترجمه بار اضافی

66. an addled egg
ترجمه تخم‌مرغ خراب

67. an adept transition from tragedy to comedy
ترجمه یک تغییر ماهرانه از تراژدی به کمدی

68. an adequate intake of food
ترجمه خوردن خوراک به مقدار کافی

69. an adherent of islam
ترجمه پیرو مذهب اسلام

70. an adjectival suffix
ترجمه پسوند صفت‌ساز

معنی عبارات مرتبط با an به فارسی

پسوند (صفت ساز):، متعلق یا وابسته بودن به [diocesan]، متولد یا اهل محلی [mexican]، متدین به [lutheran]
پاس مثبت
محاسب دقیق
یک باب اضافی
یک روزدرمیان
تمام شده
درخواست دهنده برای کار
سخن بیجا، حرف بیموقع
یک تشبیه بجایامناسب
درخت کهن
ضمیمه فرهنگ، ذیل یاملحقات فرهنگ
ترجمه درست
زن تربیت شده
کوشش بیهوده
بچه سقطشده، فگانه
جواب تند
حرگت ناگهانی، عزیمت بدون تشریفات
پرتگاه، جای زیادسراشیب
اسم بی مسمی، تعبیرتصویری
عددمطلق، عددمجرد
نوبه ای xنوبه خیز
مخفف: سالیانه، سالانه، در سال

مخفف an

عبارت کامل: Netherlands Antilles
موضوع: مکان و موقعیت
مخفف کشور هلند آنتیل

معنی کلمه an به انگلیسی

an
• indefinite article used before a word which starts with a vowel
• an is used instead of `a', the indefinite article, when the word that follows begins with a vowel sound: see a.
the end of one thing is always the beginning of an
• life goes on, an end signifies only new possibilities

an را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

:(:) ١٥:٠٧ - ١٣٩٧/٠٧/٠١
قبل از حروف صدا دار مثل
An orange
An apple
.
.
.
|

امیر جون ١٤:٤٢ - ١٣٩٧/١٠/١٣
قبل از حروف صدادار می آید و معنی یک میدهد
مانند:an eraser(یک پاک کن)
|

dhdjd ١٦:٢٣ - ١٣٩٨/٠٢/١٦
یعنی یک واحد
|

ستاره ٠٣:٢٣ - ١٣٩٨/٠٥/١٦
یک و در کنار کلمات که حروف صدادار دارند میاید
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Najme dorostkar > diligently
اورمزد > طاق بستان
تمیم حقمل > bust
اورمزد > وسان
ماردین > از تیم های مطرح بلژیک
Mahdi kamkat > undulations
هادی > پای پوران
Alire_za > Avicena

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی an
کلمه : an
املای فارسی : آن
اشتباه تایپی : شد
عکس an : در گوگل


آیا معنی an مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )