انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 893 100 1

واژه anaemic در جمله های نمونه

1. Both actors gave fairly anaemic performances.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر دو بازیگر نقش نسبتا ضعیفی داشتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر دوی این بازیگران به طور قابل توجهی اجرا می شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. He is an asthmatic who was also anaemic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او مبتلا به تنگ‌نفس بود که کم‌خون بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک آسم است که همچنین خفیف بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. She looks anaemic in my opinion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر من زرد متمایل به نظر می‌رسد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به نظر من ناخوشایند است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. It is commonly asymptomatic in anaemic patients.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این بیماری عموما در بیماران کم‌خون asymptomatic
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]معمولا در بیماران آنمی بدون علامت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. By comparison the seemingly safe approach is anaemic and superficial - it does not really engage pupils.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با مقایسه رویکرد ظاهرا سالم کم‌خون و سطحی است - آن واقعا دانش آموزان را درگیر نمی‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در مقایسه، رویکرد به ظاهر امن، بی معنا و سطحی است - در واقع دانش آموزان را درگیر نمی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. On yesterday's anaemic display they didn't deserve to as Collegians dominated throughout and scored five tries.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در روز گذشته، آثار کم‌خونی ناشی از کم‌خونی، لایق آن نبودند که collegians در سراسر کشور نفوذ داشته باشند و پنج گل زده را به ثمر رساندند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در صفحه نمایش بی نظیر دیروز آنها سزاوار نبودند به عنوان Collegians تحت سلطه در سراسر و به ثمر رساند پنج تلاش می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The anaemic begin to glow, while the normally healthy become intolerable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کم‌خون شروع به درخشیدن می‌کند، در حالی که حالت عادی سالم است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کم خونی شروع به تابش می کند، در حالی که معمولا سالم تبدیل به تحمل پذیری نمی شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Within minutes it's proved the baby is anaemic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در عرض چند دقیقه معلوم شد که بچه کم‌خونی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در عرض چند دقیقه ثابت شده است که کودک آنمی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. One third of the population is clinically anaemic and 80% of children under 5 years of age suffer from malnutrition.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک سوم از مردم از لحاظ بالینی کم‌خونی دارند و ۸۰ درصد از کودکان زیر ۵ سال از سو تغذیه رنج می‌برند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک سوم از جمعیت بالینی آنمی است و 80٪ از کودکان زیر 5 سال از سوء تغذیه رنج می برند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Many forecasters are expecting an anaemic recovery in the second half.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از پیش‌بینی‌کننده گان انتظار دارند که در نیمه دوم یک بهبود کم‌خون وجود داشته باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از پیش بینی کنندگان انتظار دارند که در نیمه دوم بهبودی ناخوشایند داشته باشند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. If uremia, exsanguine sex is anaemic, have a fever, when much sweat, dehydrate and large dose hormone are treated, all can bring about water, electrolyte the balance is disorder.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر uremia، جنس exsanguine کم‌خون باشد، تب داشته باشد، وقتی که مقدار زیادی عرق، بی‌آب و خون و هورمون دوزهای زیادی درمان می‌شود، همه می‌توانند آب بیاورند، الکترولیت اختلال ایجاد می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر اورمیا، سکس انسانی نوعی بی حسی باشد، تب دارد، هنگامی که مقدار زیادی از عرق، محلول و هورمون دوز زیاد درمان می شود، همه می توانند آب را به وجود آورند، الکترولیت اختلال است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. What does anaemic, low blood pressure need to notice?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کم‌خونی، فشار خون کم به چه چیزی نیاز دارد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فشار خون کم، نیاز به توجه به آن چیست؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. To the body: at asthma, anaemic, burn, dermatitis, dyspeptic, the effect such as insomnia.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای بدن: در آسم، کم‌خونی، سوختگی، درماتیت، سوهاضمه، اثر مانند بی‌خوابی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به بدن: در آسم، بی حسی، سوختگی، درماتیت، اختلال خواب، اثرات مانند بی خوابی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Liver of second of anaemic meeting accentuation?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از نظر گرفتگی رگه‌ای از زرد چهره، تجدید نظر؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کبد دوم از تظاهرات نشانه های آنمی؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه anaemic به انگلیسی

anaemic
• lacking red blood cells, lacking blood (medicine); suffering from anemia
• someone who is anaemic is suffering from anaemia.

anaemic را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی anaemic



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی anaemic
کلمه : anaemic
املای فارسی :
اشتباه تایپی : شدشثئهز
عکس anaemic : در گوگل


آیا معنی anaemic مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )