برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1285 100 1

anaesthetic

/ˌænəsˈθetɪk/ /ˌænəsˈθetɪk/

معنی: حسگیر، داروی بی هوشی، بیهوشانه، بی هوش کننده
معانی دیگر: بی حسی

واژه anaesthetic در جمله های نمونه

1. I was still woozy from the flu/anaesthetic/medication/wine.
[ترجمه ترگمان]هنوز گیج و منگ از the \/ داروی بی‌هوشی \/ الکل گیج و منگ بودم
[ترجمه گوگل]من هنوز از داروهای آنفلوآنزا / داروهای بیهوشی / شراب میترسیدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He's still groggy from the anaesthetic.
[ترجمه ترگمان]او هنوز از بی‌هوشی خارج است
[ترجمه گوگل]او هنوز از بیهوشی خوشش آمده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The tooth was removed under local anaesthetic .
[ترجمه ترگمان]این دندان با داروی بی‌هوشی محلی برداشته شد
[ترجمه گوگل]دندان تحت بیحسی موضعی برداشته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The operation will have to be done under anaesthetic .
[ترجمه ترگمان]این عملیات باید تحت داروی بی‌هوشی انجام بشه
[ترجمه گوگل]عملیات باید تحت بیهوشی انجام شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف anaesthetic

حسگیر (اسم)
anesthesia , anaesthesia , anesthetic , anaesthetic
داروی بی هوشی (صفت)
anesthetic , anaesthetic
بیهوشانه (صفت)
anesthetic , anaesthetic
بی هوش کننده (صفت)
anesthetic , anaesthetic

معنی کلمه anaesthetic به انگلیسی

anaesthetic
• (medicine) serving to reduce the ability to feel pain (of drugs); (pathology) causing lack of feeling (of a disease)
• an anaesthetic is a drug that stops you feeling pain, particularly during an operation.

anaesthetic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عماد
هوش بر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی anaesthetic
کلمه : anaesthetic
املای فارسی : انأستهتیک
اشتباه تایپی : شدشثسفاثفهز
عکس anaesthetic : در گوگل

آیا معنی anaesthetic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )