برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1319 100 1

analogue

/ˈænəˌlɒɡ/ /ˈænəlɒɡ/

معنی: شباهت، شی قابل قیاس، لغت متشابه، نظیر
معانی دیگر: عضو یا چیز قیاس پذیر، فراسنج پذیر، مانند، فلسفه لغت متشابه

بررسی کلمه analogue

اسم ( noun )
(1) تعریف: something similar to something else.
مشابه: parallel

- The financial decline of our city's downtown area is an analogue of what's been happening in towns all across America.
[ترجمه ترگمان] رکود اقتصادی منطقه شهر ما شبیه چیزی است که در شهره‌ای سراسر آمریکا در حال رخ دادن است
[ترجمه گوگل] افت مالی منطقه مرکز شهر ما یک نمونه از آنچه اتفاق افتاده در شهرهای سراسر آمریکا اتفاق می افتد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: in biology, an organ or structure similar to another of different evolutionary origin.

واژه analogue در جمله های نمونه

1. No conversion from analogue to digital data is needed.
[ترجمه ترگمان]هیچ تبدیل از آنالوگ به داده‌های دیجیتال نیاز نیست
[ترجمه گوگل]هیچ تبدیل از آنالوگ به داده های دیجیتال مورد نیاز نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A slide - rule is a simple analogue computer.
[ترجمه ترگمان]یک قاعده اسلاید یک کامپیوتر آنالوگ ساده است
[ترجمه گوگل]اسلاید - قانون یک کامپیوتر آنالوگ ساده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Analogue computers are generalpurpose devices which employ laws of physics for performing mathematical operations.
[ترجمه ترگمان]کامپیوترها وسایلی هستند که از قوانین فیزیک برای انجام عملیات ریاضی استفاده می‌کنند
[ترجمه گوگل]رایانه های آنالوگ دستگاه های کلیه منظور هستند که از قوانین فیزیک برای انجام عملیات ریاضی استفاده می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. No model can ever be a perfect analogue of nature itself.
[ترجمه ترگمان]هیچ مدلی نمی‌تواند یک آنالوگ کامل از خود طبیعت باشد
[ترجمه گوگل]هیچ کدام از مدلها نمیتوا ...

مترادف analogue

شباهت (اسم)
analog , analogy , likeness , resemblance , semblance , analogue , proportion , equality , propinquity
شی قابل قیاس (اسم)
analog , analogue
لغت متشابه (اسم)
analog , analogue
نظیر (اسم)
match , make , tally , exemplar , like , analogue

معنی analogue در دیکشنری تخصصی

[نساجی] مشابه - مانند - مثل
[ریاضیات] نظیر، مانند، تشابهی، مدل های مشابه، شبیه، مشابه، قیاسی
[پلیمر] مشابه
[عمران و معماری] مدل تشابهی
[عمران و معماری] آنالوگ ماده هادی - مدل تشابهی ماده هادی
[عمران و معماری] مدل تشابهی با صفحه هادی
[عمران و معماری] مدل تشابهی مستقیم
[عمران و معماری] مدل تشابهی الکتریکی
[عمران و معماری] مدل تشابهی با مقاومت الکتریکی

معنی کلمه analogue به انگلیسی

analogue
• something which has a similarity to something else
• if one thing is an analogue of another, the two things are similar in some way.
• an analogue watch or clock indicates the time by means of a pointer that moves round a dial.
• an analogue device measures information using a variable voltage, rather than one which is fixed; a technical term in physics.

analogue را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رضا کوچکی
عقربه ای

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی analogue
کلمه : analogue
املای فارسی : انلگو
اشتباه تایپی : شدشمخلعث
عکس analogue : در گوگل

آیا معنی analogue مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )