انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 891 100 1

واژه androcentrism در جمله های نمونه

1. At the same time, Lao She's androcentrism was shown in his molding of characters in his novel.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در عین حال، androcentrism (Lao)در molding شخصیت‌های رمان خود نشان داده شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در عین حال، وروسترستیسم لائو وی نیز در قالب بندی شخصیت های او در رمان او نشان داده شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Seven : The woman likes man's androcentrism, like this lets them think that is very safe.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هفت: زن دوست دارد androcentrism انسان را دوست داشته باشد، مثل این که آن‌ها فکر می‌کنند که خیلی امن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هفت: زن عادت مردانه را دوست دارد، به طوری که این اجازه می دهد تا آنها فکر کنند که بسیار امن هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The thought of Androcentrism in Hui society leads to the result of negligence towards the issues in woman's study. The gender prejudice in Hui studies gets worse due to the lack of female researchers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تفکر Androcentrism در جامعه هوی منجر به سهل‌انگاری در مورد مسایل تحصیل زنان می‌شود تعصب جنسیتی در مطالعات هوی به دلیل فقدان محققان زن، بدتر می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اندیشه مرکز آندو در جامعه هوی منجر به بی توجهی به مسائل مربوط به مطالعه زن می شود تعصب جنسیتی در مطالعات هوی به دلیل فقدان محققان زن بدتر می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. One the other hand, they also hope females retain chastity, because of their traditional conception and the thought of androcentrism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از سوی دیگر، آن‌ها همچنین امیدوارند که زنان پاکدامنی به خاطر مفهوم سنتی خود و اندیشه androcentrism حفظ کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از سوی دیگر، آنها همچنین امیدوارند که زنها عفت را حفظ کنند، به دلیل مفهوم سنتی خود و اندیشه ی واسطه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Before a woman, man likes to unfold himself in men's way. Sometimes there must be androcentrism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قبل از یک زن، انسان دوست دارد خودش را به روش مردان باز کند بعضی وقتا باید \"androcentrism\" باشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قبل از یک زن، مرد دوست دارد خود را در راه مردان باز کند گاهی اوقات باید وجود داشته باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Although his view on female have some fresh elements, it comes from his stubborn position of androcentrism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگرچه دیدگاه او در مورد ماده دارای برخی عناصر تازه است، اما از موقعیت سرسخت of ناشی می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگرچه دیدگاه وی درباره زن دارای عناصر تازه است، اما از موضع خشونتآمیز آن از وراثت گرایی بدست می آید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. They tried to develop a new and feminist epistemology to replace the traditional mode of androcentrism epistemology, and reestablish science and knowledge system.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها تلاش کردند که یک معرفت‌شناسی جدید و فمینیستی را برای جایگزین کردن شیوه سنتی معرفت‌شناسی androcentrism، و ایجاد مجدد علم و سیستم دانش، توسعه دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها سعی کردند تا معرفت شناسی جدید و فمینیستی را جایگزین روش سنتی معرفت شناسی آندروستریسم و ​​بازسازی علم و دانش دانست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. It could dismiss such thoughts as ethic, moral the justice of revolution, androcentrism and supremacy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]می‌تواند چنین افکاری را به عنوان اصول اخلاقی، اخلاقی، عدالت، عدالت و برتری از بین ببرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این می تواند چنین افکار را به عنوان اخلاق، اخلاقی عدالت انقلاب، و مرکزیت و برتری، اخراج کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه androcentrism به انگلیسی

androcentrism
• practice of placing emphasis on masculine interests or viewpoints

androcentrism را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی androcentrism



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی androcentrism مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )