انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 889 100 1

واژه animalistic در جمله های نمونه

1. So you're driven to animalistic puffery.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]- پس شما را به puffery حیوانی هدایت می‌کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بنابراین شما به پودر حیوانی هدایت می شوید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. In America, the animalistic automatons at Chuck E. Cheese entertain (and sometimes terrify) children with their inelegant, slack-jawed singing, spastic motions, and soulless, lifeless eyes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در آمریکا، animalistic automatons در چاک E کودکان با خواندن پنیر (و برخی اوقات وحشت زده)با خواندن دندان‌ها، حرکات بی آرواره، حرکات spastic، و چشم‌های بی‌روح و بی‌روح خود کودکان را به وحشت می‌اندازند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در آمریكا، خودروهای حیوانات در Chuck E Cheese سرگرمی (و بعضی اوقات وحشتزده) کودکان را با آواز خوانی بی عیب و نقص، حركات اسپاسم و چشمان بی روح و بی روح، سرگرم می كنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. It is a class with an animalistic hierarchy, and popularity rules.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک طبقه با سلسله‌مراتب animalistic و قوانین محبوبیت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک کلاس با سلسله مراتب حیوانات و قوانین محبوبیت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. When Rexxar engages an opponent, his animalistic nature grants him even greater proficiency in single combat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هنگامی که Rexxar حریف را درگیر می‌کند، طبیعت animalistic او را حتی در یک نبرد هم مهارت بیشتری به او اعطا می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که Rexxar با یک حریف روبرو می شود، طبیعت حیوانات وحشی او به او مهارت بیشتری در مبارزه تکفیری می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Humanity in its most animalistic behaviour.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بشریت در most رفتار می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بشریت در رفتار اکثر اوقات حیوانی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Still others present animalistic aspects, with feathery, furry and leathery qualities, that can be spotted, dotted and printed like young wildlife .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، برخی دیگر جنبه‌های animalistic، با ویژگی‌های پر مانند و چرمی دارند که می‌توانند دیده شوند، علامت‌گذاری شوند و مانند حیات وحش جوان چاپ شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، دیگران جنبه های حیواناتی را با ویژگی های پرتوی، خزدار و چرمی می بینند که می توانند به عنوان حیوانات وحشی جوان مورد استفاده قرار گیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Love is sex, life being, immediate, animalistic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عشق ورزی، زندگی، ارتباط مستقیم و حیوانی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عشق رابطه جنسی است، زندگی بودن، فوری و حیوانی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. But the wolf is not just the male seducer, he also represents all the asocial, animalistic tendencies within ourselves.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما این گرگ نه تنها the مذکر نیست، بلکه همه گرایش‌های asocial و animalistic را در درون خود نشان می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما گرگ نه فقط گول زن مرد است، بلکه نشان دهنده تمام گرایش های غیر انسانی و حیوانی در خودمان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. If you see a bear fairly close, make human noise, not a high - pitched or animalistic sound.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر خرس را نسبتا نزدیک می‌بینی، صدای انسانی به گوش می‌رسد، نه صدای تیز و حیوانی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر یک خرس را به اندازه کافی می بینید، صدای انسان را صدا می کند، نه صدای بلند و یا حیوانات
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. I'm also interested in the ferociousness that motherhood creates and how animalistic we become after we have children, and ultimately what it means to protect them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من همچنین به ferociousness علاقمند هستم که مادر شدن خلق می‌کند و اینکه ما بعد از بچه‌دار شدن چگونه زندگی می‌کنیم، و در نهایت به معنای حفاظت از آن‌ها هستیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من همچنین در مورد مظلومیتی که مادری ایجاد می کند و اینکه چگونه ما حیوانات را بعد از اینکه ما فرزندان داریم، و در نهایت آنچه که به معنای محافظت از آنها است، علاقه مند هستیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The affinity between male and female animals is purely sensual, or animalistic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تناسبی که بین حیوانات نر و ماده وجود دارد صرفا شهوانی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وابستگی بین حیوانات مرد و زن صرفا جسمانی و یا حیوانی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Empathy is not possible for a limited, defective, egocentric or animalistic human organism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همدلی برای یک ارگانیسم محدود، ناقص، egocentric یا animalistic ممکن نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همدلی برای یک ارگانیزم انسانی محدود، ناقص، خودخواهانه یا حیوانی ممکن نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه animalistic به انگلیسی

animalistic
• beastly, animal-like

animalistic را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی animalistic

علیرضا کلانتر ١٠:٥٩ - ١٣٩٧/٠٧/٠٤
حیوان‌گونگی، وابسته یا پیرو مکتب حیوان‌پرستی بودن
|

فرهاد سليمان‌نژاد ٢٠:٠١ - ١٣٩٧/٠٧/٠٩
جانورخو
|

پیشنهاد شما درباره معنی animalistic



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی animalistic مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )