برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1327 100 1

anniversary

/ˌænəˈvɜːrsəri/ /ˌænɪˈvɜːsəri/

معنی: سالگرد، سوگواری سالیانه، جشن سالیانه عروسی، جشن یادگاری، مجلس یادبود یا جشن سالیانه
معانی دیگر: (اغلب با a بزرگ - لاتین) پس از میلاد مسیح، میلادی (مخفف آن: .a.d)، سالروز، یادبود سالیانه، بزرگداشت سالیانه، جشن یادبود، سال وفات، مجلس یادبود

بررسی کلمه anniversary

اسم ( noun )
حالات: anniversaries
(1) تعریف: the yearly recurrence of a particular event such as a marriage.
مشابه: birthday, centennial

- We're celebrating the tenth anniversary of the opening of our business next week.
[ترجمه ترگمان] ما دهمین سالگرد افتتاح کسب‌وکار خود را هفته آینده جشن می‌گیریم
[ترجمه گوگل] ما دهمین سالگرد افتتاح کسب و کار ما در هفته آینده را جشن می گیریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Our wedding anniversary falls on a Tuesday this year.
[ترجمه نادیا] سالگرده عروسی ما میوفته برای سه شنبه ی امسال
|
[ترجمه نیل] سالگرد عروسی ما امسال می‌افته توی سه‌شنبه.|
[ترجمه ترگمان] سالگرد ازدواج ما در سه شنبه امسال برگزار می‌شود
[ترجمه گوگل] سالگرد عروسی ما سه روزه این سال است
[ترجمه شما] ...

واژه anniversary در جمله های نمونه

1. a wedding anniversary
سالروز ازدواج

2. the thousandth anniversary of khayyam
بزرگداشت هزاره‌ی خیام

3. the diamond wedding anniversary of that aged couple
جشن شصتمین سال ازدواج آن زن و شوهر پیر

4. the five hundredth anniversary of the discovery of america
پانصدمین سالروز کشف امریکا

5. today is the anniversary of his father's death
امروز سال وفات پدر اوست.

6. they celebrated the golden anniversary of their marriage
آنان پنجاهمین سالگرد ازدواج خود را جشن گرفتند.

7. Jack and Kim celebrated their twentieth wedding anniversary in January.
[ترجمه ترگمان]جک و کیم در ماه ژانویه بیستمین سالگرد ازدواج خود را جشن گرفتند
[ترجمه گوگل]جک و کیم جشن سالگرد بیستمین عیدشان را در ماه ژانویه جشن گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. We always celebrate our wedding anniversary with dinner in an expensive restaurant.
[ترجمه ترگمان]ما همیشه سالگرد ازدواجمون رو با شام تو یه رستوران گرون جشن می‌گیریم
[ترجمه گوگل]ما همیشه سالگرد عروسی ما را با شام در یک رستوران گرانقیمت جشن می گیریم ...

مترادف anniversary

سالگرد (اسم)
anniversary , jubilee
سوگواری سالیانه (اسم)
anniversary
جشن سالیانه عروسی (اسم)
anniversary
جشن یادگاری (اسم)
anniversary
مجلس یادبود یا جشن سالیانه (اسم)
anniversary

معنی کلمه anniversary به انگلیسی

anniversary
• yearly date commemorating a special event; birthday
• an anniversary is a date which is remembered or celebrated because a special event happened on that date in a previous year.
diamond anniversary
• 60th or 75th wedding anniversary
happy anniversary
• phrase said to wish someone joy on a wedding anniversary
ruby wedding anniversary
• 40th wedding anniversary
wedding anniversary
• yearly return of the date of a couple's marriage day

anniversary را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سارا
سالگرد ازدواج
مهنا
روز تولد
شبی
سالگرد یک موضوی خاص از قبیل مرگ،تولد،ازدواج و.. .
Hossein
سالگرد
negar
سالگرد
امیر
سالگرد انقلاب
^.^
سالگرد یک روز خاص که به جشن گرفتن نیاز دارد و شاد کننده است و البته سالگرد مرگ نمی شود!!
فریا
سالگرد
tinabailari
A date when you celebrate sth that happened in a previous year that is important to you
مدت زمانی ک مهمه و جشن میگریش همون طور ک بقیه گفتن مثل سالگرد ازدواج
it was their second wedding anniversary
اون دومین مراسم سالگرد ازدواجشون بود
درسا
سالگرد
محمدرضا ایوبی صانع
the annual recurrence of a date marking a notable event (Merriam-webster)
گلی
سالگرد اشنایی یا دوستی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی anniversary
کلمه : anniversary
املای فارسی : اننیورسری
اشتباه تایپی : شددهرثقسشقغ
عکس anniversary : در گوگل

آیا معنی anniversary مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )