برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1225 100 1

antibiotic

/ˌæntibiˈɑːtɪk/ /ˌæntibaɪˈɒtɪk/

معنی: پادزی، مانع ایجاد لطمه بزندگی، مربوط به انتی بیوزیس، جلوگیری کننده از صدمه به حیات
معانی دیگر: آنتی بیوتیک، (داروسازی) داروی پادزی یا آنتی بیوتیک (مانند پنی سیلین)، مربوط به انتی انتی بیوزیس، ماده ای که از بعضی موجودات ذره بینی بدست میاید و باعککشتن میکربهای دیگر میشود

بررسی کلمه antibiotic

اسم ( noun )
• : تعریف: any of various substances derived from fungi or other organisms and used to destroy or prevent the growth of bacteria or other disease-causing organisms.

- The doctor prescribed an antibiotic for the infection.
[ترجمه ترگمان] دکتر برای عفونت آنتی‌بیوتیک تجویز کرد
[ترجمه گوگل] پزشک یک عفونت را برای آنتی بیوتیک تجویز کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The development of antibiotics revolutionized medicine.
[ترجمه ترگمان] توسعه آنتی‌بیوتیک‌ها، انقلابی در پزشکی ایجاد می‌کند
[ترجمه گوگل] توسعه آنتی بیوتیک پزشکی انقلابی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
مشتقات: antibiotically (adv.)
• : تعریف: of or relating to antibiotics.

- The nurse applied an antibiotic ointment.
[ترجمه ترگمان] پرستار از پماد آنتی‌بیوتیک استفاده کرد
[ترجمه گوگل] پرستار یک پماد آنتی بیوتیکی را اعمال کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه antibiotic در جمله های نمونه

1. a broad-spectrum antibiotic
پادزیوی گسترده اثر

2. Our doctor diagnosed a throat infection and prescribed antibiotic and junior aspirin.
[ترجمه ترگمان]دکتر ما تشخیص بیماری گلو رو تشخیص داد و آنتی‌بیوتیک و آسپرین بچه رو تجویز کرد
[ترجمه گوگل]پزشک ما یک عفونت گلو را تشخیص داده و آنتی بیوتیک و آسپیرین را تجویز کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They expect the antibiotic products to be exported to Southeast Asia and Africa. .
[ترجمه ترگمان]آن‌ها انتظار دارند که محصولات آنتی‌بیوتیک به جنوب شرقی آسیا و آفریقا صادر شود
[ترجمه گوگل]آنها انتظار دارند که محصولات آنتی بیوتیکی به جنوب شرقی آسیا و آفریقا صادر شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Some types of antibiotic are used to promote growth in farm animals.
[ترجمه ترگمان]برخی از انواع آنتی‌بیوتیک برای ترویج رشد در حیوانات خانگی به کار می‌رود
[ترجمه گوگل]برخی از انواع آنتی بیوتیک ها برای افزایش رشد در حیوانات مزرعه مورد استفاده قرار می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I h ...

مترادف antibiotic

پادزی (اسم)
antibiotic
مانع ایجاد لطمه بزندگی (اسم)
antibiotic
مربوط به انتی بیوزیس (صفت)
antibiotic
جلوگیری کننده از صدمه به حیات (صفت)
antibiotic

معنی antibiotic در دیکشنری تخصصی

antibiotic
[بهداشت] آنتی بیوتیک - پادزیو
[خاک شناسی] پادزی

معنی کلمه antibiotic به انگلیسی

antibiotic
• type of medication used to treat infectious diseases
• kills bacteria, working against infectious diseases
• antibiotics are drugs that are used in medicine to kill bacteria and to cure infections.
antibiotic pills
• medication tablets which kill harmful bacteria in the body

antibiotic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Hasti
ضدبکتری.ضدویروس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی antibiotic
کلمه : antibiotic
املای فارسی : آنتی‌بیوتیک
اشتباه تایپی : شدفهذهخفهز
عکس antibiotic : در گوگل

آیا معنی antibiotic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )