برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1355 100 1

apoplexy

/ˈæpəˌpleksi/ /ˈæpəpleksi/

معنی: سکته، سکتهء ناقص
معانی دیگر: (پزشکی)، هر گونه خون ریزی شدید اندام

بررسی کلمه apoplexy

اسم ( noun )
• : تعریف: the sudden loss of the ability to feel or move, caused by a rupture or obstruction of an artery in the brain; stroke.
مشابه: stroke

واژه apoplexy در جمله های نمونه

1. He has already caused apoplexy with his books on class and on war.
[ترجمه ترگمان]او قبلا دچار سکته قلبی شده و در جنگ و در جنگ کشته شده‌است
[ترجمه گوگل]او قبلا با کتابهایش در کلاس و در جنگ دست داشته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Her father was taken off by an apoplexy.
[ترجمه Cutemoon] پدرش سکته کرد و مرد.
|
[ترجمه ترگمان]پدرش سکته کرد
[ترجمه گوگل]پدرش توسط یک آپولکی برداشته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It is clearly a massive apoplexy.
[ترجمه Cutemoon] او دچار خونریزی شدیدی شده است|
[ترجمه ترگمان]مسلما سکته بزرگی است
[ترجمه گوگل]به وضوح یک آپولیت عظیم است
[ترجمه شما] ...

مترادف apoplexy

سکته (اسم)
halt , apoplexy , infarct , heart attack , rupture of heart
سکتهء ناقص (اسم)
apoplexy

معنی عبارات مرتبط با apoplexy به فارسی

سکته دموی یاخونی

معنی apoplexy در دیکشنری تخصصی

apoplexy
[بهداشت] سکته

معنی کلمه apoplexy به انگلیسی

apoplexy
• loss of movement, feeling, etc.; stroke, heart failure
• if someone has apoplexy, they have a stroke; an old-fashioned word.

apoplexy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهمن عنایتی کاریجانی
بنام خالق یکتا
باسلام، اصطلاح فوق به معنی سکته ناقص میباشدکه موجب مرگ بیمار نشده ولی کارایی فرد کاهش و باید به شدت از خود مراقبت کند.
با سپاس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی apoplexy
کلمه : apoplexy
املای فارسی : اپپلخی
اشتباه تایپی : شحخحمثطغ
عکس apoplexy : در گوگل

آیا معنی apoplexy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )