انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1069 100 1

appeared

تلفظ Appeared
تلفظ Appeared به آمریکایی تلفظ Appeared به انگلیسی

واژه appeared در جمله های نمونه

1. cracks appeared at the joints between the new cement and the old
ترجمه در حد فاصل بین سیمان تازه و قدیمی درزهایی پدیدار شد.

2. freckles appeared on her face every summer
ترجمه هر تابستان صورتش کک مکی می‌شد.

3. he appeared in court twice
ترجمه او دوبار در دادگاه حاضر شد.

4. he appeared in the person of king lear
ترجمه او نقش شاه‌لیر را بازی کرد.

5. lamia appeared in the shape of a snake
ترجمه لامیا به صورت یک مار ظاهر شد.

6. naheed appeared aghast at seeing all those uninvited guests
ترجمه ناهید از دیدن آن همه مهمان ناخوانده بهت‌زده به نظر می‌رسید.

7. she appeared as lady macbeth
ترجمه او نقش بانو مکبث را بازی کرد.

8. venus appeared in the likeness of a dove
ترجمه ونوس به شکل کبوتر ظاهر شد.

9. a deer appeared over the brow of the hill
ترجمه آهویی بر نوک تپه ظاهر شد.

10. a deer appeared plump in my path!
ترجمه یک آهو درست سر راهم سبز شد!

11. a gap appeared in the ranks of the enemy's army
ترجمه در صفوف قشون دشمن شکاف پیدا شد.

12. black clouds appeared on the horizon
ترجمه ابرهای سیاه در افق نمایان شد.

13. her picture appeared in many slicks
ترجمه عکس او در چندین مجله‌ی پر زرق و برق ظاهر شد.

14. his name appeared in the personal column
ترجمه نام او هم درستون اخبار فردی به چشم می‌خورد.

15. kashan's tower appeared from a distance
ترجمه منار کاشان از دور نمایان شد.

16. suddenly, mohsen appeared on the corner of the street
ترجمه ناگهان محسن از پیچ خیابان (گوشه‌ی خیابان) ظاهر شد.

17. the angel appeared for a second and then disappeared
ترجمه فرشته یک لحظه ظاهر و سپس ناپدید شد.

18. the girls appeared to be under a glamor
ترجمه چنین به نظر می‌رسید که دختران طلسم شده‌اند.

19. the robbery appeared to be an inside job
ترجمه ظاهرا دزدی کار یکی از خود آنها (خود اعضا) بود.

20. a slender form appeared in the darkness
ترجمه پیکر نازک اندامی در تاریکی ظاهر شد.

21. his imaginary enemies appeared in his dreams
ترجمه دشمنان خیالی او به خوابش می‌آمدند.

22. signs of anger appeared on her face
ترجمه آثار خشم بر چهره‌ی او ظاهر شد.

23. signs of anxiety appeared on the mother's face
ترجمه نشانه‌های دلواپسی در صورت مادر هویدا شد.

24. truth as it appeared to his inward sight
ترجمه واقعیتی که او باطنا درک می‌کرد

25. the yawning pit which appeared in front of her
ترجمه گودال گشاینده‌ای که در جلو او ظاهر شد.

26. a new spread of land appeared before our eyes
ترجمه سرزمین گسترده‌ی جدیدی جلو چشم ما ظاهر شد.

27. from a distance those islands appeared as tiny dots
ترجمه از فاصله‌ی دور آن جزایر همچون نقطه‌های کوچک دیده می‌شد.

28. from afar, the two buildings appeared to be telescoped into each other
ترجمه از دور به نظر می‌رسید که آن دو ساختمان توی هم رفته‌اند.

29. the curtains parted and she appeared on the stage
ترجمه پرده‌ها باز شدند و او برصحنه ظاهر شد.

30. the reflection of my face appeared on the water
ترجمه بازتاب صورت من در آب ظاهر شد.

31. a scene of bloodshed and death appeared before my eyes
ترجمه منظره‌ای از خونریزی و مرگ در نظرم ظاهر شد.

32. and an angel of the lord appeared to mary
ترجمه و فرشته‌ی خداوند بر مریم ظاهر شد.

33. this is the first time he has appeared in class
ترجمه این اولین باری است که در کلاس پیدایش شده است.

34. during shakespeare's lifetime, a corrupt version of "hamlet" appeared in print
ترجمه در زمان حیات شکسپیر ویرایش تحریف شده و پر غلطی از ((هملت)) به چاپ رسید.

معنی کلمه appeared به انگلیسی

appeared before his eyes
• came into view, emerged into view, turned up out of nowhere
appeared before the court
• stood before the court of law

appeared را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

زينب ٢١:١٩ - ١٣٩٧/٠٤/٠٢
به نظر رسيدن
|

پورمنصور ١٢:٢٢ - ١٣٩٧/٠٤/٣١
شرکت کردن
|

پورمنصور ١٢:٢٤ - ١٣٩٧/٠٤/٣١
شرکت کردن
|

s.h mohamad pour ١٠:٥٤ - ١٣٩٧/٠٩/١٥
به نظر می رسیدن
|

somayeh ٢٠:٣٩ - ١٣٩٨/٠٢/٢٠
ظاهر شدن
exm: he has appeared in a movie
|

نیازعلی شمس ٠٧:٢٤ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
به دیده می‌آید
|

Asra ١٤:٢٩ - ١٣٩٨/٠٧/١٣
ظاهر شدن
|

Fatemeh ١٤:٣٥ - ١٣٩٨/٠٨/٠٢
ظاهر شدن ، پدیدار شدن
|

mobina ١٩:٠٣ - ١٣٩٨/٠٨/١٤
ظاهر شدن ، دیده شدن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر



آیا معنی appeared مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )