برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1312 100 1

appropriately

/əˈproʊ.priː.ət.li/ /əˈprəʊprɪɪtli/

بطورمقتضی، بمناسبت، به اقتضا، بطوردرخورمناسب

واژه appropriately در جمله های نمونه

1. they thanked him appropriately
به طور شایسته‌ای از او سپاسگزاری کردند.

2. The empirical sceptic appropriately responds: how do you know?
[ترجمه ترگمان]شکاک تجربی به درستی پاسخ می‌دهد: شما از کجا می‌دانید؟
[ترجمه گوگل]شکاکانه تجربی به درستی پاسخ می دهد: چگونه می دانید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The painters met, appropriately enough, in an art gallery .
[ترجمه ترگمان]نقاشان در یک گالری هنری به حد کافی با هم آشنا شدند
[ترجمه گوگل]نقاشان به اندازه کافی مناسب در یک گالری هنری ملاقات کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Try to dress appropriately for each occasion.
[ترجمه ترگمان]سعی کنید برای هر موقعیت مناسب لباس بپوشید
[ترجمه گوگل]سعی کنید به طور مناسب برای هر مناسبت لباس کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She didn't think we were appropriately dressed for a wedding.
[ترجمه ترگمان]او فکر نمی‌کرد ما برای عروسی مناسب با ...

معنی کلمه appropriately به انگلیسی

appropriately
• properly, in a fitting manner; suitably

appropriately را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه
به طور مناسب
فاطمه
به شایستگی
ebi
به گونه شایسته/درخور/پسندیده

به طور شایسته/درخور/پسندیده
اخوان
به درستی
محمد حیدری
حسابی
they thanked him appropriately حسابی ازش تشکر کردن
یوسف صابری
چنانکه باید و شاید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی appropriately
کلمه : appropriately
املای فارسی : اپپرپریتلی
اشتباه تایپی : شححقخحقهشفثمغ
عکس appropriately : در گوگل

آیا معنی appropriately مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )