برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1286 100 1

aquaculture


(بخشی از کشاورزی که با پرورش گیاهان و جانوران آبزی برای خوراک سروکار دارد) آب کشت، آب ورزی، کشت آبی

بررسی کلمه aquaculture

اسم ( noun )
• : تعریف: the cultivation of water plants, fish, shellfish, and other aquatic animals in controlled freshwater or saltwater environments.

واژه aquaculture در جمله های نمونه

1. Cultivate course of study to face dilemma, aquaculture also has difficulty walking.
[ترجمه ترگمان]همچنین پرورش آبزیان به سختی راه رفتن دشوار است
[ترجمه گوگل]دوره ای از مطالعه را به چالش می کشد، آبزی پروری نیز راه رفتن را مشکل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Turbot is one of the main aquaculture species of flatfish in China, but its stagnant market is one of the bottleneck problems in aquaculture industry.
[ترجمه ترگمان]Turbot یکی از گونه‌های اصلی آبزی‌پروری در چین است، اما بازار راکد آن یکی از مشکلات bottleneck در صنعت آبزی‌پروری است
[ترجمه گوگل]توربو یکی از مهمترین گونه های ماهی آکواریومی ماهی آکواریومی در چین است، اما بازار راکد یکی از مشکلات تنگنا در صنعت آبزی پروری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The material that pasturage aquaculture produces is feed.
[ترجمه ترگمان]موادی که پرورش آبزیان تولید می‌کند، غذا است
[ترجمه گوگل]ماده ای که آبزی پروری می کند، تغذیه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Increased freshwater aquaculture, poultry and grass - based animal husbandry and other supportive effort ...

aquaculture را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد جواد
آبزی پروری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی aquaculture
کلمه : aquaculture
املای فارسی : اقواکولتور
اشتباه تایپی : شضعشزعمفعقث
عکس aquaculture : در گوگل

آیا معنی aquaculture مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )