برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1283 100 1

architecture

/ˈɑːrkəˌtekt͡ʃər/ /ˈɑːkɪtekt͡ʃə/

معنی: فن معماری، معماری، سبک معماری، مهرازی
معانی دیگر: مهندسی ساختمان، بنیادگری، طرح ساختمان، ساختار، ساختمان یا ساختمان ها، بنا، عمارت

بررسی کلمه architecture

اسم ( noun )
مشتقات: architectural (adj.), architecturally (adv.)
(1) تعریف: the act or process of designing buildings, or the profession of an architect.
مترادف: architectonics, building
مشابه: construction

- The design of roofs is one of the most interesting aspects of architecture for her.
[ترجمه ترگمان] طراحی بام‌ها یکی از جالب‌ترین جنبه‌های معماری برای او است
[ترجمه گوگل] طراحی سقف یکی از جنبه های جالب معماری برای اوست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the style, character, or method of building design.
مترادف: architectonics
مشابه: character, method, mode, plan, style

- Ancient Greek architecture uses three styles of columns.
[ترجمه ترگمان] معماری باستانی یونان از سه سبک ستون استفاده می‌کند
[ترجمه گوگل] معماری یونان باستان از سه سبک ستون استفاده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: the design, structure, or pattern of anything.
مترادف: architectonics, design, fabric, makeup, structure
مشابه: composition, fashion, framework, patter ...

واژه architecture در جمله های نمونه

1. classical architecture
معماری سبک کلاسیک

2. gothic architecture
معماری سبک گوتیک

3. modern architecture cannot be dissociated from town planning
معماری نوین را نمی‌توان از برنامه‌ریزی شهر جدا کرد.

4. the architecture of a beehive
الگوی ساختمانی (ساختمان) کندوی عسل

5. a derivative architecture which does not agree with our traditions and climate
معماری غیراصیلی که با سنت‌ها و آب و هوای ما جور در نمی‌آید

6. a modern version of renaissance architecture
نمونه‌ی نوینی از معماری دوره‌ی رنسانس

7. esfahan is one of the centers of genuine persian architecture
اصفهان یکی از مراکز معماری اصیل ایرانی است.

8. isfahan's shah mosque is one of the marvels of architecture
مسجدشاه اصفهان یکی از شگفتی‌های معماری است.

9. I like the clean-cut shapes of classical architecture.
[ترجمه ترگمان]من شکل‌های کاملا برش معماری کلاسیک را دوست دارم
[ترجمه گوگل]اشکال پاک شده معماری کلاسیک را دوست دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

مترادف architecture

فن معماری (اسم)
architectonics , architecture
معماری (اسم)
architecture
سبک معماری (اسم)
architecture , ordonnance
مهرازی (اسم)
architecture

معنی عبارات مرتبط با architecture به فارسی

معماری بمعنی واقعی کلمه، معماری واقعی
معماری کامپیوتر
معماری محوطه سازی، مهرازی زمین آرایی، گلشن سازی
سبک معماری رومی (که ویژگی آن تاق ضربی و دیوارهای قطور و آجر کاری زیاد بود)

معنی architecture در دیکشنری تخصصی

architecture
[کامپیوتر] معماری ، ساختار .
[برق و الکترونیک] معماری دسته بیتی یک مفهوم طراحی در پردازنده های مقسم که امکان ساخت قطعات سفارشی را از روی یک یا چند تراشه ی ریزپردازنده ی جزئی می دهد.
[برق و الکترونیک] معماری گذرگاه رهنمود طراحی یا جانمایی فیزیکی برای سیستم گذرگاهی که مطبق با قوانین و قراردادهای حاکم بر تبادل داده ها طراحی شده است . نمونه های آن عبارت اند از گذرگاههای VME,IBM,و S تخته مدارهای متصل شونده به مدار اصلی مطابقه با استانداردهای مربوط به ابعاد تخته مدار و آرایش سرهای ورودی و خروجی آنها طراحی و ساخته می شوند .
[عمران و معماری] معماری کپسولی
[کامپیوتر] معماری بسط یافته دیسک فشرده .
[کامپیوتر] معماری سرویس دهنده / سرویس گیرنده .
[کامپیوتر] معماری بسته .
[برق و الکترونیک] معماری بسته کامپیوتری که نوع سخت افزار ، نرم افزار و وسایل جانبی به کار رفته در آن به گونه ای است که تنها می تواند با کامپیوترهای دیگر ی که توسط همان سازنده ساخته شده اند سازگار باشد .
[برق و الکترونیک] معماری گسترش یافته ی حافظه ی فقط خواندنی دیک فشرده نوعی سی دی - رام با قالب رمز گذاری مشخص برای ذخیره ی اطلاعات شنیداری به ...

معنی کلمه architecture به انگلیسی

architecture
• science of designing and building structures; layout, formation, arrangement; building style or method; design of a computer and its components (computers)
• architecture is the art of designing and constructing buildings.
• the architecture of a building is the style in which it is constructed.
architecture magazine
• monthly american magazine devoted to the aesthetics of architecture and current issues related to architecture
bachelor of architecture
• graduate with a bachelor's degree in the field of architecture, b.a.
client server architecture
• model for a system in which most of the data processing is performed by a server
common object request broker architecture
• (internet) (internet) standard for software interoperability (set of common, object-oriented interfaces that can communicate on various platforms), corba
computer architecture
• method of programming the different components of computers
distributed internet applications architecture
• group of technologies developed by microsoft and used to build applications that can run on the internet, dna (computers)
extended industry standard architecture
• type of extended bus, eisa
flamboyant architecture
• ornate or elaborate architecture
insurance application architecture
• (computers) model developed by ibm for the insurance industry (helps insurance companies integrate information technology into their businesses), iaa
landscape architecture
• designing of landscapes an ...

architecture را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

S
Planing and makin bulding

آرشیتکت.طراح و برنامه ریز ساختمان
Sahra
The style of building in a particular country or period of history
...
The art of designing a bulding
میلاد علی پور
بافت (درمورد اعضای بدن)
متین خدائی
سبک معماری
the style of building in a particular country or period of history
Matin
سبک معماری
Mary
آثار معماري ، هنر معماري
Elmira
معماری
Mg
فن معماری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی architecture
کلمه : architecture
املای فارسی : آرکیتکچر
اشتباه تایپی : شقزاهفثزفعقث
عکس architecture : در گوگل

آیا معنی architecture مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )