برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1289 100 1

armor

/ˈɑːrmər/ /ˈɑːmə/

معنی: جوشن، زره، زره پوش کردن، زرهی کردن
معانی دیگر: زره کاو، ضد زره، پاد زره، ثاقب، جنگ افزارهای زرهی (مثل تانک و زرهپوش)، رسته ی زرهی، زرهی شدن یا کردن، زرهپوش کردن (انگلیس: armour)، برگستوان، کژین، خنگل، کژاکند، (در گیاه و حیوان) لایه ی حفاظی، جوشن لای، لاک، ورقه ی پولادین یا فلزی که برای زرهی کردن کشتی و هواپیما به کار می رود، سلاح

بررسی کلمه armor

اسم ( noun )
(1) تعریف: a suit of leather or mail, formerly used to protect the body in warfare.
مترادف: armature, chain mail, coat of mail, mail

- The knights put on their armor and prepared for battle.
[ترجمه ترگمان] شوالیه‌ها زره خود را پوشیدند و آماده نبرد شدند
[ترجمه گوگل] شوالیه ها بر روی زره ​​خود قرار داده و برای نبرد آماده می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a protective covering placed on ships and vehicles as a defense against weapons.
مترادف: armor plate
مشابه: fortification, protection, sheathing, shield

- The enemy shells could not penetrate the tank's armor.
[ترجمه ترگمان] گلوله‌های دشمن نمی‌توانستند به زره تانک نفوذ کنند
[ترجمه گوگل] پوسته دشمن نمی تواند نفوذ به زره تانک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: the protective covering of certain animals.
مترادف: armature, scales, shell

(4) تعریف: units of armed military vehicles such as tanks.
فعل گذرا ( ...

واژه armor در جمله های نمونه

1. armor of proof
زره پر استحکام

2. armor piercing
زره کاو،ضد زره،پاد زره،ثاقب

3. an armor that resists bullets
زرهی که در برابر گلوله مقاوم است

4. enemy armor was getting close
زرهی‌های دشمن نزدیک می‌شدند.

5. leg armor
زره پا،رانین

6. knights in armor
جنگاوران زره پوشیده

7. He has been disencumbered of his armor.
[ترجمه ترگمان]او نجات‌یافته است
[ترجمه گوگل]او از زره اش محروم شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Two armor divisions were mousetrapped and subsequently destroyed.
[ترجمه ترگمان]دو لشکر زرهی mousetrapped و متعاقبا نابود شدند
[ترجمه گوگل]دو بخش زره پوش به صورت موشكی و پس از آن نابود شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Knights fought in armor.
[ترجمه ترگمان] شوالیه‌ها با زره جنگیدن
[ترجمه گوگل] ...

مترادف armor

جوشن (اسم)
armature , armor , mail , armour
زره (اسم)
armature , armor , mail , armour , corselet
زره پوش کردن (فعل)
armor , armour
زرهی کردن (فعل)
armor , armour

معنی عبارات مرتبط با armor به فارسی

زرهدار، زرهپوش، مجهز به زره، مجهز به خودروهای زرهپوش، رویین تن، پوشیده از زره، جوشن دار، زرهی
صفحه یا پوشش زرهی، زره، جوشن، زره کاو، ضد زره، پاد زره، ثاقب
کسی که زره ارباب خود را حمل می کرد، زره بر، جنگ افزاردار، صفحه یا پوشش زرهی، جوشن، جوشن an armor plated car اتومبیل مجهز به پوشش زرهی
جنگاوران زره پوشیده
زره پولک دار

معنی کلمه armor به انگلیسی

armor
• hard protective covering for the body; covering of metal plates (on warships, tanks, etc.)
• cover with armor
armor bearer
• retainer bearing the arms or armor of knight
armor officer
• officer in an armor division (military unit composed of armored forces)
armor piercing
• able to penetrate armor
armor piercing ammunition
• ammunition that can penetrate armor
armor piercing bomb
• bomb that can penetrate armor
armor piercing bullet
• shell capable of piercing protective armor plating
armor piercing shell
• shell that can penetrate armor
armor plate
• heavy metal plating (used on warships, tanks, etc.)
armor plated
• covered with heavy metal plates
armor versus armor combat
• warfare between armor units (military units composed of armored forces)
knight in shining armor
• man of her dreams, "prince on the white horse"
scale armor
• shell made from hard scales

armor را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

صادق جباری
حفاظ، محافظ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی armor
کلمه : armor
املای فارسی : ارمر
اشتباه تایپی : شقئخق
عکس armor : در گوگل

آیا معنی armor مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )