انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 953 100 1

arrogantly

تلفظ arrogantly
تلفظ arrogantly به آمریکایی تلفظ arrogantly به انگلیسی

System.String[]

واژه arrogantly در جمله های نمونه

1. they treated us very arrogantly
ترجمه آنها با تکبر زیاد با ما رفتار کردند.

2. He backed out arrogantly and without apology.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با گستاخی و بدون پوزش بیرون رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به طرز وحشیانه و بدون عذر خواهی پشت سر گذاشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He arrogantly imputed stupidity to anyone who disagreed with him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او با تکبر و تکبر نسبت به هر کسی که با او مخالف بود، تجاوز کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او با تحقیر آمیز به هرکسی که با او مخالف است، احتیاج دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The authorities had behaved arrogantly, she said.
ترجمه کاربر [ترجمه مهناز] او گفت:مقامات متکبرانه برخورد کرده اند.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گفت: مقامات با تکبر رفتار کرده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او گفت که مقامات به شدت رفتار کرده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Self-assured as ever, Abdullah's watchful eyes moved warily, arrogantly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چشمان مراقب ملک عبدالله با احتیاط و تکبر حرکت می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چشم های محکم عبدالله هر روز صمیمانه اطمینان پیدا می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Ali swaggered arrogantly into the boxing ring, as if he had already won the fight.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]علی با تکبر و تکبر به حلقه بوکس وارد شد، گویی مبارزه را برده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علی متلاشی شده به حلقه بوکس متهم شد، مثل اینکه قبلا مبارزه کرده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. It presides ostentatiously on the horizon line, arrogantly usurping the monumental function of grand public buildings of the past.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با نخوت بر خط افق تصویر می‌کند، متکبرانه و با غرور تابع عظمت ساختمان‌های عمومی بزرگ گذشته را اشغال کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آن را به صورت شگفت انگیزی در خط افق قرار می دهد، به طرز محکمی از عملکرد برجسته ساختمان های عمومی در گذشته غافل می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The armed man arrogantly questioned him for a moment and he was answered deferentially and quickly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مرد مسلح به یک لحظه از او سوال کرد و با احترام و احترام پاسخ داد:
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مرد مسلح به زودي او را مورد پرسش قرار داد و به او پاسخ داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The consular porter strode arrogantly ahead with his light swinging.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]باربر consular با گام‌های بلند با گام‌های بلند به جلو حرکت می‌کرد و با گام‌های سبک به جلو حرکت می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ظهور کنسولگری به طرز محکمی با نوسان نور او روبرو شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The Beeswax candle said arrogantly as if she was the hostess of the party.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زن تناردیه با تکبر گفت: مثل این که اون میزبان مهمونی بوده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شمع موم گفت: به طرز وحشیانه ای مثل میزبان حزب بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Later, Simpson arrogantly claimed: "We won't lose another game. "
ترجمه کاربر [ترجمه مهناز] بعدها، سیمپسون مغرورانه ادعا کرد: ما بازی دیگر را از دست نخواهیم داد.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعدا، \"سیمپسون\" با گستاخی ادعا کرد: \" ما بازی دیگری را از دست نخواهیم داد \"
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعدها، سیمپسون متقاعد شد: 'ما یک بازی دیگر را از دست نخواهیم داد '
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. They resented his treating them so arrogantly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها از رفتار او با این گستاخی بسیار رنجیده‌خاطر بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها از رفتار خود با آنها بسیار متکبرانه متأسف بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Jeff: He is indeed arrogantly lovely.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او واقعا arrogantly است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جف: او واقعا مغرورانه دوست داشتنی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. And they are arrogantly hopeless at learning foreign languages.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]و آن‌ها متکبرانه در یادگیری زبان‌های خارجی ناامید و ناامید هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]و در یادگیری زبان های خارجی بسیار متقاعد کننده هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف arrogantly

مغرورانه (قید)
arrogantly , proudly , presumptuously

معنی کلمه arrogantly به انگلیسی

arrogantly
• in a conceited manner, haughtily

arrogantly را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی arrogantly

فرهاد سليمان‌نژاد ١٣:٥٨ - ١٣٩٧/٠٦/٠١
متكبرانه، متبخترانه، با تبختر، با كبر، خودخواهانه
|

پیشنهاد شما درباره معنی arrogantly



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مهدی صباغ > Neon
مهدی صباغ > V neck
مهران گودرزی > subjective
Sadahy.Fareeba > petrichor
حمید > cutlery
محمد تقي حمزه اي > مقاله
مجید خانی پور > دم اسبی
اشکان > حیاط

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی arrogantlyکلمه : arrogantly
املای فارسی : اررگنتلی
اشتباه تایپی : شققخلشدفمغ
عکس arrogantly : در گوگل


آیا معنی arrogantly مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )