انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 950 100 1

article

تلفظ article
تلفظ article به آمریکایی/ˈɑːrtəkl̩/ تلفظ article به انگلیسی/ˈɑːtɪkl̩/

معنی: ماده، عمل، شرط، اسباب، مقاله، بند، گفتار، فقره، فصل، حرف تعریف، متاع، کالا، چیز، بصورت مواد در اوردن، تفریح کردن
معانی دیگر: (در قراردادها و اساسنامه ها و قوانین اساسی) بند، اصل، تکه، قلم، (از طریق قرارداد) ملزم کردن، (قدیمی) اتهامات را در کیفر خواست ذکر کردن، (دستور زبان) حرف تعریف (مانند: the و a و an)، حرف تعریف مثل the

بررسی کلمه article

اسم ( noun )
(1) تعریف: a single item or thing, esp. one of a class or group.
مترادف: item
مشابه: element, object, thing, thingamabob, thingamajig, unit

- A dress is an article of women's clothing.
ترجمه کاربر [ترجمه نشر آرسس] لباس جزیی از پوشش های بانوان است.
|

ترجمه کاربر [ترجمه صادق] مانتو یک نوع لباس برای بانوان است
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] لباس یک نوع لباس زنانه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] لباس یک مقاله از لباس های زنانه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Please remember to take all personal articles with you when you leave the airplane.
ترجمه کاربر [ترجمه سید محمد حسین میر جلیلی] لطفا هنگام خروج از هواپیما به یاد داشته باشید که تمام وسایل شخصی خود را بردارید .
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] لطفا به یاد داشته باشید زمانی که هواپیما را ترک می‌کنید تمام لوازم شخصی خود را باخود بردارید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] لطفا در هنگام ترک هواپیما با تمام مقالات شخصی خود به یاد داشته باشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a piece of nonfiction writing on a particular subject, as in a magazine.
مشابه: composition, critique, editorial, essay, monograph, paper, paragraph, piece, report, review, sidebar, story, study, theme, write-up

- There was an interesting article about election fraud in last Sunday's newspaper.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] در روزنامه یکشنبه گذشته یک مقاله جالب درباره تقلب در انتخابات وجود داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک مقاله جالب در مورد تقلب انتخاباتی در روزنامه روز گذشته یکشنبه وجود داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: in grammar, the words "a," "an," and "the" as well as words equivalent to these in languages other than English, which are used with nouns and act to limit the nouns' applications. (See "definite article," "indefinite article.")
مشابه: definite article, indefinite article

(4) تعریف: a specific section in a document such as a constitution or piece of legislation.
مترادف: clause
مشابه: paragraph, provision, proviso, section

واژه article در جمله های نمونه

1. an article full of conjectures
ترجمه مقاله‌ای مملو از حدسیات

2. an article of clothing
ترجمه یک (تکه) لباس

3. an article that deserves careful perusal
ترجمه مقاله‌ای که در خور مطالعه‌ی دقیق است

4. an article that was larded with humor
ترجمه مقاله‌ای که مزاح آن را دلچسب کرده بود

5. her article was printed in one of new york's, famous monthlies
ترجمه مقاله‌ی او در یکی از ماهنامه‌های معروف نیویورک به چاپ رسید.

6. his article is a mosaic of quotations
ترجمه مقاله‌ی او موزاییکی است از نقل قول‌های گوناگون.

7. his article is full of padding
ترجمه مقاله‌ی او پر از لفت و لعاب است.

8. his article is full of statistical inaccuracies
ترجمه مقاله‌ی او پر از اشتباهات آماری است.

9. his article was very disorganized
ترجمه مقاله‌ی او بسیار درهم و برهم بود.

10. kamali's article was published in a number of newspapers
ترجمه مقاله‌ی کمالی در چند روزنامه چاپ شد.

11. my article was published in a book entitled milton and homer
ترجمه مقاله‌ی من در کتابی با عنوان ((میلتون و هومر)) چاپ شد.

12. that article contained some underhanded libel
ترجمه آن مقاله حاوی تهمت‌های ناجوانمردانه‌ای بود.

13. the article conveyed the impression that he would resign
ترجمه مقاله حاکی از این بود که او استعفا خواهد داد.

14. the article was entitled "the sources of discord"
ترجمه عنوان مقاله ((سرچشمه‌های ناهمسازی)) بود.

15. this article consists of a clear exposition of jung's ideas
ترجمه این مقاله شرح روشنی از نظریات یونگ را دربر دارد.

16. this article pleases ourselves but no one else
ترجمه این مقاله به جز ما کسی را دلشاد نمی‌کند.

17. a front-page article
ترجمه مقاله‌ی صفحه‌ی اول

18. a libelous article
ترجمه مقاله‌ی افترا آمیز

19. a perceptive article
ترجمه یک مقاله‌ی ژرف‌نگرانه

20. a rousing article
ترجمه یک مقاله‌ی شورانگیز

21. a scholarly article about ferdowsi
ترجمه یک مقاله‌ی حکیمانه درباره‌ی فردوسی

22. according to article 20 of the u. n. charter
ترجمه طبق بند بیستم اساسنامه‌ی سازمان ملل متحد

23. an untitled article
ترجمه مقاله‌ی بی‌عنوان

24. her latest article discusses iran's economy
ترجمه آخرین مقاله‌ی او اقتصاد ایران را مورد بحث (جستار) قرار می‌دهد.

25. the third article treats of economic problems
ترجمه مقاله‌ی سوم مسائل اقتصادی را مورد بحث قرار می‌دهد.

26. to invoke article three of the u. n. charter
ترجمه بند سوم اساسنامه‌ی سازمان ملل را پیش کشیدن

27. "the" is a definite article
ترجمه "the" حرف تعریف معرفه است.

28. she wrote a feature article about the homeless
ترجمه او یک مقاله‌ی بلند درباره‌ی بی‌خانمان‌ها نوشت.

29. the aim of this article is to derogate the recent tendencies of some officials
ترجمه هدف این مقاله خرده‌گیری از تمایلات اخیر اولیای امور است.

30. to kill a newspaper article
ترجمه جلو چاپ مقاله‌ی روزنامه را گرفتن

31. we must trim this article dow to half its size
ترجمه باید این مقاله را به نصف اندازه‌ی آن تقلیل بدهیم.

32. you must read this article carefully and digest its meaning
ترجمه این مقاله را باید با دقت بخوانید و معنی آن را درک کنید.

33. an abstract of his recent article
ترجمه چکیده‌ی مقاله‌ی اخیر او

34. the title of the newspaper's article
ترجمه عنوان مقاله‌ی روزنامه

35. to look for a lost article
ترجمه دنبال چیز گمشده‌ای گشتن

36. to incorporate various views in one article
ترجمه اندیشه‌های مختلفی را در یک مقاله تلفیق کردن

37. to refund the price of defective article
ترجمه قیمت یک کالای معیوب را پس دادن

38. to search a house for a lost article
ترجمه برای (یافتن) چیز گمشده خانه را گشتن

39. his disclaimer of the authorship of that critical article by him
ترجمه تکذیب نگارش آن مقاله‌ی انتقادی از طرف او

40. the problem is discussed at large in my article
ترجمه مسئله به‌طور کامل در مقاله‌ی من مورد بحث قرار گرفته است.

41. i finally managed to root out a copy of the article
ترجمه بالاخره موفق شدم نسخه‌ای از آن مقاله را پیدا کنم.

مترادف article

ماده (اسم)
abscess , article , material , matter , female , substance , stuff , point , clause , provision , paragraph , res , woman , metal
عمل (اسم)
article , function , process , practice , act , action , operation , doing , deed , issue , fact , proceeding , production , gest
شرط (اسم)
qualification , article , agreement , vow , term , condition , bet , if , clause , provision , stake , reservation , limitation , modality , proviso
اسباب (اسم)
article , gear , apparatus , thing , implement , tool , tackle , instrument , apparel , utensil , trap , paraphernalia , appurtenance , device , engine , rigging , rig , furniture , gadget , appliance , contraption , contrivance , layout , doodad , gizmo , whigmaleerie , gismo , mounting
مقاله (اسم)
article , treatise , dissertation , tract , chapter , paper , essay , editorial , disquisition , tractate
بند (اسم)
fit , article , articulation , joint , link , bind , bond , clause , provision , snare , segment , levee , facet , hinge , line , dyke , dike , paragraph , dam , wristband , tie , frenum , clamp , binder , sling , fastening , manacle , weir , canto , ligation , commissure , ligature , noose , facia , fascia , funiculus , joggle , holdback , holdfast , internode , ligament , proviso , stanza , trawl
گفتار (اسم)
article , word , speech , sermon
فقره (اسم)
article , point , subject matter , detail , paragraph , item , vertebra , dorsal , particular
فصل (اسم)
article , clause , book , chapter , item , season
حرف تعریف (اسم)
article
متاع (اسم)
article , thing , effects , commodity , goods , merchandise , chattels , ware
کالا (اسم)
article , object , stuff , lot , commodity , merchandise , ware , traffic , trafficker , mercery
چیز (اسم)
article , matter , object , thing , stuff , work , effects , res , nip , odds and ends , thingummy , widget
بصورت مواد در اوردن (فعل)
article
تفریح کردن (فعل)
article , play , disport , game , recreate

معنی عبارات مرتبط با article به فارسی

ماده یکم دو تبصره یا آگاهی داشت
گزارش مختصرمالی یاتجاری درروزنامه
حرف نکره
مقاله ی اصلی (روزنامه یا مجله و غیره)، (انگلیس) سرمقاله، سرمقاله، کالایی که ارزان می فروشندتاخریداران رابکالاهای دیگرجلب کند

معنی article در دیکشنری تخصصی

article
[حقوق] ماده، مقاله، کالا
[نساجی] سرمقاله
[نساجی] کالای نیمه پشمی

معنی کلمه article به انگلیسی

article
• item, object; paragraph of a contract; message sent to a newsgroup (computers); word placed next to a noun (such as the, a) to indicate the presence of a noun (grammar); person who causes objection (slang)
• bind with a contract
• an article is a piece of writing in a newspaper or magazine.
• you can use article to refer generally to an object.
• an article of a formal document is a section dealing with a particular point.
• in grammar, articles are the words `a', `an', and `the'. in this dictionary, articles are called determiners.
article 46 of the order in council
• pre-israeli article in the british mandate which determined that during the event of a lack in the israeli law one should turn to the principles of the english court
article of faith
• an article of faith is something that you believe very strongly in, even though there might not be very much evidence to support your belief.
definite article
• the word "the" used before a noun to indicate that the noun is specific (linguistics)
• in grammar, the definite article is the word `the'. in this dictionary the word `the' is called a determiner.
finished article
• product that has been completed
genuine article
• genuine item, "the real thing"
indefinite article
• (grammar) article that is not limiting or specifying (i.e. a, an)
• in grammar, the words `a' and `an' are sometimes called indefinite articles. in this dictionary, `a' and `an' are called determiners.
leading article
• font-page article, lead story (in a newspaper)
• the leading article in a newspaper is the main article in it, usually expressing the editor's opinion on the most important news item of the day.
perceptive article
• article that bears witness to the powers of perception
translated article
• composition or list expressed in a language that is not the original language

article را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی article

دانشجوی ارشد حقوق ١٠:٠١ - ١٣٩٦/١٠/١٤
ماده [ماده و مقرره حقوقی]
|

سید حسین آل طه ٠٩:٠٠ - ١٣٩٦/١٢/٠٩
مقاله
|

علیرضا رحمتی ٢١:٥٠ - ١٣٩٧/٠٨/٣٠
stuff;a thing esp one of a group of things
example: she left articles of clothing all around the living room
|

ALI T.T.A ١٨:١٠ - ١٣٩٧/٠٩/١٢
A piece or writing in a newspaper or magazine
|

Setayesh-Arya ١٣:١١ - ١٣٩٧/١٠/٠١
جنس،چیز،وسیله
|

فرزاد زارع ١٠:١٠ - ١٣٩٧/١٢/٢١
و همچنین این معانی رو هم شامل میشه.
در حالت مفرد و جمع : مقاله ،ماده یا مواد طبیعی یا شیمیایی ،جنس یا کالا ولی نه به صورت تجاری ،اسباب واساس و بخش نامه یا اساسنامه که بیشتر در حالات جمع مورد استفاده هستش.
|

ebitaheri@gmail.com ٠٠:٢٦ - ١٣٩٨/٠١/١٩
نوشتار
|

Mehrdad Sayehban ١٥:٥٥ - ١٣٩٨/٠٣/٣٠
شیء
|

پیشنهاد شما درباره معنی article



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی article
کلمه : article
املای فارسی : آرتیکل
اشتباه تایپی : شقفهزمث
عکس article : در گوگل


آیا معنی article مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )