انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 895 100 1

بررسی کلمه ascendant

صفت ( adjective )
(1) تعریف: moving upward; rising; ascending.
متضاد: descendent

- The mayor seems convinced that the fortunes of the city are ascendant.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] شهردار به نظر می‌رسد که سرنوشت شهر رو به افزایش است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] شهردار به نظر می رسد متقاعد شده است که ثروت های شهر صعودی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: dominant or superior.

- The ascendant culture of the conquerors nearly displaced the native culture.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] فرهنگ ascendant فاتحان تقریبا فرهنگ بومی را آواره ساخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] فرهنگ صعب العلاج فاتحان تقریبا آواره فرهنگ بومی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
اسم ( noun )
عبارات: in the ascendant
(1) تعریف: a position of dominance or superiority.
مشابه: ascendancy

(2) تعریف: in astrology, the point in the earth's orbit intersecting with the apparent path of the sun, or the sign of the zodiac rising in the east, at the time of an event such as one's birth.

واژه ascendant در جمله های نمونه

1. the economically ascendant classes
ترجمه طبقاتی که از نظر اقتصادی تفوق دارند

2. in the ascendant
ترجمه در حال ترقی،طالع،در حال فرازش

3. his fortune is in the ascendant
ترجمه کارش بالاگرفته است،طالع او شکوفاست،بختش طالع است.

4. His star was in the ascendant.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ستاره او در اوج آسمان بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ستاره او در صعود بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. He's very much in the ascendant in Hollywood.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در اوج ترقی در هالیوود است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در فیلم هالیوود بسیار زیاد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Her star seems very much in the ascendant.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ستاره او very به نظر می‌رسد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ستاره اش به نظر می رسد بسیار در بالا رفتن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. British pop music is once again in the ascendant.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موسیقی پاپ انگلیسی بار دیگر در صدر جدول قرار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موسیقی پاپ بریتانیا یک بار دیگر در صعود است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Radical reformers are once more in the ascendant.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]reformers Radical همیشه در اوج آسمان هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اصلاح طلبان اصلاح طلب در مرحله صعود قرار دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. If there are more than 25 ascendants, enter the last displayed ascendant in the user name field to reveal the other ascendants.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر بیش از ۲۵ ascendants وجود داشته باشد، آخرین ascendant نمایش‌داده‌شده در میدان نام کاربر را وارد کنید تا the دیگر را آشکار کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر بیش از 25 صعود وجود داشته باشد، آخرین صعود نمایش داده شده در قسمت نام کاربری را وارد کنید تا سایر صعودان را فاش کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. During this period, liberal ideas were in the ascendant.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در طی این دوره، ایده‌های لیبرال در صدر بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در طول این دوره، ایده های لیبرال در قیاس بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Tory ministers continue to watch Mr Smith's ascendant star with considerable nervousness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وزرای محافظه‌کار به تماشای ستاره ascendant آقای اسمیت با عصبانیت قابل‌توجهی ادامه می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وزیران توری همچنان به تماشای ستاره صلح آقای اسمیت با نگرانی قابل ملاحظه ای نگاه می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. At first Athens was in the ascendant, then Sparta.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در ابتدا آتن چیره شد، سپس اسپارتا
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در ابتدا آتن در صعود بود، سپس اسپارت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Though he is still a young man his political career is already in the ascendant.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگرچه او هنوز جوان است و کار سیاسی او در حال حاضر رو به افزایش است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگرچه او هنوز یک مرد جوان است، اما فعالیت سیاسی او در حال حاضر در حال پیشرفت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. But might he actually side with Balliol now, if he deemed his cause in the ascendant?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما در واقع، اگر او علت آن را در سمت‌الراس دیده بود، می‌توانست در کنارش باشد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما ممکن است او در حال حاضر با Balliol در کنار، اگر او دلیل خود را در بالا بردن؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Arran gave way to the persuasions of his half-brother, the abbot of Paisley, and to the ascendant Beaton faction.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ارل آو آرن، که نیمی از برادر خود، یعنی رئیس Paisley، را به دست آورد، و رئیس فرقه بیتن را به دست آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آران به رویکردهایی از برادر ناتنی خود، حصار پیزیلی و جناح صعود بیتون متوسل شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف ascendant

صعودی (صفت)
ascendant , ascending , ascendent , ascensional
بالا رونده (صفت)
rising , ascendant , ascending , ascendent , climbing , ascensive , exhalant , exhalent , uprising
فراز جو (صفت)
ascendant , ascendent
فراز گرای (صفت)
ascendant , ascendent

معنی عبارات مرتبط با ascendant به فارسی

مستولی، دارای سلطه و تفوق، مسلط، برتر، فرازنده، در حال بالا رفتن، فرازسوی، متصاعد، بالارو، صعودی، فرازگر، (ستاره شناسی قدیم - طالع بینی) طالع، صاعد، (ستاره شناسی قدیم - طالع بینی) موقعیت زودیاک (منطقه البروج) در هنگام به خصوصی (به ویژه هنگام تولد)، (گیاه شناسی) گیاه بالارو (مثل نیلوفر)، پیچنده، جد (اجداد) (در مقابل: اعقاب یا آیندگان descendents)

معنی ascendant در دیکشنری تخصصی

ascendant
[ریاضیات] صعودی، بالارو
[ریاضیات] خم صعودی
[ریاضیات] تابع صعودی، تابع بالارو

معنی کلمه ascendant به انگلیسی

ascendant
• control, rule, power; ancestor; sign of the zodiac rising above the horizon at the time of birth
• ascending, rising, climbing, mounting
• if someone or something is in the ascendant, they are increasing in power, influence, or popularity.

ascendant را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی ascendant

فرهاد سليمان‌نژاد ١٤:٤٢ - ١٣٩٧/٠٧/٠٤
غالب، مستولي، مسلط، چيره، فائق، برتر، رو به تعالي، رو به صعود، سير صعودي، در حال برتري، رو به ترقي، بلارونده، رو به خيزش
|

Mahdiyeh ٢٣:٢٥ - ١٣٩٨/٠١/٢٤
صعودکننده
|

نیلوفر ٠٩:٣٠ - ١٣٩٨/٠٢/١٦
نیاکان (در ascendants )
|

پیشنهاد شما درباره معنی ascendant



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ascendant
کلمه : ascendant
املای فارسی : اسکندنت
اشتباه تایپی : شسزثدیشدف
عکس ascendant : در گوگل


آیا معنی ascendant مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )