برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1354 100 1

ashamed

/əˈʃeɪmd/ /əˈʃeɪmd/

معنی: سرافکنده، شرمنده، شرمسار، خجل، رسوا، سردرپیش، ننگ اور
معانی دیگر: آزرمگین، رونداشتن یا نشدن

بررسی کلمه ashamed

صفت ( adjective )
مشتقات: ashamedly (adv.)
(1) تعریف: having feelings of shame, guilt, or embarrassment.
مترادف: abashed
متضاد: proud, unabashed
مشابه: blushing, chagrined, cheap, embarrassed, foolish, guilty, hangdog, humbled, mortified, prudish, shamefaced, sheepish

- He felt ashamed of himself for speaking so heartlessly to his mother.
[ترجمه ترگمان] از خود شرم داشت که با سنگدلی با مادرش صحبت می‌کند
[ترجمه گوگل] او خود را برای سخن گفتن به عنوان بی قید و شرط به مادر خود خجالت کشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to have feelings of shame or embarrassment in connection with what one has or is associated with.

- When he saw how elegantly she was dressed, he felt suddenly ashamed of his shabby clothes.
[ترجمه ترگمان] وقتی دید که چه لباس قشنگی پوشیده، ناگهان از لباس‌های کهنه خود شرمنده شد
[ترجمه گوگل] هنگامی که او دید که چقدر زیبایی لباس پوشید، احساس ناگهانی شرمنده از لباس های سرسختش بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He was a simple man of little education, and he sometimes felt his grown children were ashamed of him.
...

واژه ashamed در جمله های نمونه

1. aren't you ashamed of yourself ?
(از خودت) خجالت نمی‌کشی‌؟

2. i am ashamed to ask him again for a loan of money
رویم نمی‌شود که دوباره از او پول قرض بخواهم.

3. i was downright ashamed of the way she acted
از طرز رفتار او کاملا خجل بودم.

4. she was bitterly ashamed
او شدیدا شرمسار بود.

5. every human does things of which he is ashamed
هر انسانی کارهایی می‌کند که از آن شرمسار است.

6. while quarreling, he saw his teacher but was ashamed to greet him
حین دعوا معلمش را دید ولی رویش نشد به او سلام کند.

7. Poverty is not a shame, but the being ashamed of it is.
[ترجمه ترگمان]فقر مایه شرمساری نیست، بلکه از آن شرم دارد
[ترجمه گوگل]فقر شرم آور نیست، بلکه شرمساری از آن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The more things a man is ashamed of, the more respectable he is. George Bernard Shaw
[ترجمه ترگمان]هر چه بیشتر مردم از او خجالت بکشند، آدم محترم و محترمی است \" جورج برنارد \" برنارد
[ترجمه گوگل]چیزهای بیشتر یک مرد شرمنده است، بیشتر محترم است جورج برنارد شاو
[ترجمه شما] ...

مترادف ashamed

سرافکنده (صفت)
abased , ashamed , abject , confused
شرمنده (صفت)
ashamed
شرمسار (صفت)
ashamed
خجل (صفت)
ashamed , confused , embarrassed , shy
رسوا (صفت)
ashamed , infamous , blatant , ignominious , opprobrious
سردرپیش (صفت)
ashamed , blushed , hanging the head , shameful
ننگ اور (صفت)
ashamed , ignominious , opprobrious , discreditable

معنی عبارات مرتبط با ashamed به فارسی

خجالت بکش از خودت

معنی کلمه ashamed به انگلیسی

ashamed
• embarrassed; troubled by guilty feelings
• if you are ashamed of something you have done, you feel embarrassed or guilty because of it.
• if you are ashamed to do something, you do not want to do it, or do not like doing it, because you feel embarrassed about it.
• if you are ashamed of someone, you disapprove of something they have done and feel embarrassed to be connected with them.
be ashamed
• be affected by shame (e.g., "i felt extremely ashamed for my son's rudeness and misconduct"); be troubled by guilty feelings, feel remorse (e.g., "was she ashamed for having lied?"); be embarrassed (e.g., " i was ashamed to ask my father for money")
feeling ashamed
• feeling embarrassed, feeling humiliated
thoroughly ashamed
• embarrassed and shamefaced, in great shame
utterly ashamed
• feels embarrassed and humiliated
was thoroughly ashamed
• was embarrassed and humiliated

ashamed را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

saghaey
خجالت
علي
شرمنده
مهناز
سر افكنده
arman
خجالتی
tinabailari
شرمنده ، خجالت زده
I felt so ashamed of myself for making such a mistake
خیلی از خودم خجالت می کشیدم که چنین اشتباهی کردم 🌼🌼
هنر 91
Haniye
I understand now that you were telling the truth, and Iam ashamed that I didn't belive you.
حالا میفهمم ک داشتی حقیقت را میگفتی و شرمنده ام ک باورت نکردم.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ashamed
کلمه : ashamed
املای فارسی : اشمد
اشتباه تایپی : شساشئثی
عکس ashamed : در گوگل

آیا معنی ashamed مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )