برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1279 100 1

asymmetry

/ˌeˈsɪmətri/ /æˈsɪmətri/

معنی: عدم تقارن
معانی دیگر: ناهمودی، بی همالی

بررسی کلمه asymmetry

اسم ( noun )
• : تعریف: the state or quality of having two unidentical halves; lack of balance.

- Every human face has some asymmetry.
[ترجمه ترگمان] هر چهره انسانی عدم تقارن دارد
[ترجمه گوگل] هر چهره انسانی تقریبا نامتقارن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه asymmetry در جمله های نمونه

1. This basic asymmetry between the genders goes right back to the difference in size of a sperm and an egg.
[ترجمه ترگمان]این عدم تقارن اساسی بین جنس و جنس به اندازه یک اسپرم و یک تخمک در نظر گرفته می‌شود
[ترجمه گوگل]این عدم تقارن پایه بین جنس ها به اندازه تفاوت اسپرم و تخمک به سمت راست بر می گردد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Watch for asymmetry of eyelid blinking or evidence of lower facial muscle weakness.
[ترجمه ترگمان]برای عدم تقارن چشم پلک زدن و یا مشاهده ضعف ماهیچه‌های صورت پایین را مشاهده کنید
[ترجمه گوگل]تماشای عدم تقارن پلک چشمک زدن یا شواهد ضعف عضلات صورت کمتر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. And in that case the epistemological asymmetry which depends on it falls to the ground.
[ترجمه ترگمان]و در آن صورت عدم تقارن معرفت‌شناختی که به آن بستگی دارد به زمین می‌افتد
[ترجمه گوگل]و در این صورت عدم تقارن معرفت شناختی که به آن وابسته است، به زمین می افتد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The error stemmed from the asymmetry of the three- phase armature windings of the AC exciter is discussed and the corresponding c ...

مترادف asymmetry

عدم تقارن (اسم)
asymmetry , incommensurability

معنی asymmetry در دیکشنری تخصصی

asymmetry
[شیمی] 1- بی تقارنی ، عدم تقارن ، ناهمودى ، بی همالی 2- ساختمان نامتقارن ملکول (به ویژه ملکول داراى اتم کربن )
[برق و الکترونیک] نامتقارن
[نساجی] غیر متقارن - نا متقارن
[ریاضیات] نامتقارنی، بی تقارنی، عدم تقارن
[پلیمر] بی تقارن
[آمار] نامتقارنی
[شیمی] پتانسیل بی تقارنی
[حسابداری] ناقرینگی اطلاعاتی، عدم تقارن اطلاعاتی
[شیمی] بی تقارنی ، بی تقارنی مولکولی

معنی کلمه asymmetry به انگلیسی

asymmetry
• lack of symmetry, lack of balance and proportion
• asymmetry is the appearance that something has when its two sides or halves are different in shape, size, or style.

asymmetry را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سامان نصیری
نامتقارن
فیض
ناهماهنگی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی asymmetry
کلمه : asymmetry
املای فارسی : اسیممتری
اشتباه تایپی : شسغئئثفقغ
عکس asymmetry : در گوگل

آیا معنی asymmetry مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )