انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 997 100 1

asynchronous operation

تلفظ asynchronous operation
تلفظ asynchronous operation به آمریکایی تلفظ asynchronous operation به انگلیسی

معنی asynchronous operation در دیکشنری تخصصی

asynchronous operation
[برق و الکترونیک] کار ناهمزمان کار یک شبکه ی راهگزین ( سوئیچینگ ) که دستورالعملهای پیاتپی را با یک سیگنال آزاد گردراه اندازی می کند. تکمیل هر دستورالعمل موجب راه اندازی دستور بعدی می شود.

asynchronous operation را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی asynchronous operation



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

amin > nanometer
آرزو > ciudad
پریسا > خیش ارات
هادی > thick skinned
اسماعیل بخشی > vertebrate
Mohammad Mahdi > rolled
Ss > Sit
gf > office

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر



آیا معنی asynchronous operation مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )