برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1288 100 1

at a time

واژه at a time در جمله های نمونه

1. I can only carry two at a time.
[ترجمه ترگمان]من فقط می‌توانم هر دو را به موقع حمل کنم
[ترجمه گوگل]من فقط می توانم دو بار در یک زمان حمل کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He carried on several occupations at a time.
[ترجمه ترگمان]او در این مدت چندین کار را انجام می‌داد
[ترجمه گوگل]او در یک زمان چندین شغل را انجام داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The meeting must be held at a time convenient for working mothers.
[ترجمه ترگمان]جلسه باید در زمانی برگزار شود که برای مادران شاغل مناسب باشد
[ترجمه گوگل]جلسه باید در یک زمان مناسب برای کار مادران برگزار شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Do one thing at a time, and do well.
[ترجمه ترگمان]یک کار را در یک زمان انجام بدهید و کار خوبی انجام بدهید
[ترجمه گوگل]یک بار در یک لحظه کار کنید و خوب کار کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی عبارات مرتبط با at a time به فارسی

کم کم، به تدریج، روز به روز

معنی at a time در دیکشنری تخصصی

at a time
[ریاضیات] در هر بار، در یک زمان
[برق و الکترونیک] تک مرحله در هر زمان
[ریاضیات] تمام اشیاء در یک زمان انتخاب شده
[ریاضیات] r به r در یک زمان

معنی کلمه at a time به انگلیسی

at a time
• at a moment, at a point in time, at a period
at a time of
• while, at a point of, during a period of
one at a time
• one every time, each one in his turn
one step at a time
• step by step, gradually, brick by brick, bit by bit
one thing at a time
• everything in its own time, do not try to do everything at once

at a time را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سجاد مصلحی
هر دفعه - هر بار
Mohammad
In the same time
اردوان
يكسره
حاجی
به نوبت؛ یکی یکی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی at a time مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )