برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1329 100 1

at fault


در همه ی حالات، در کلیه ی آزمایش ها، دائما، همیشه

بررسی کلمه at fault

عبارت ( phrase )
• : تعریف: responsible for mistakes or errors.
مترادف: responsible, to blame

واژه at fault در جمله های نمونه

1. I think the owners are at fault for not warning us.
[ترجمه ترگمان]فکر می‌کنم مالکان به خاطر این که به ما اخطار نمی‌کنند مقصر هستند
[ترجمه گوگل]من فکر می کنم صاحبان در گسل هستند که ما را هشدار نمی دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The party at fault in a court case usually pays the other party's legal costs.
[ترجمه ترگمان]حزب در یک مورد دادگاه معمولا هزینه‌های قانونی حزب را پرداخت می‌کند
[ترجمه گوگل]حزب متخلف در دادگاه معمولا هزینه های حقوقی دیگر طرف را پرداخت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. At this point our logic was at fault.
[ترجمه ترگمان]در این لحظه منطق ما مقصر بود
[ترجمه گوگل]در این نقطه منطق ما گسل بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I am quite at fault.
[ترجمه ترگمان]کاملا تقصیر من است
[ترجمه گوگل]من کاملا گسل هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی at fault در دیکشنری تخصصی

at fault
[برق و الکترونیک] دارای خطا ، خراب
[حقوق] مقصر، خاطی

معنی کلمه at fault به انگلیسی

at fault
• guilty as charged; carrying the blame; mistaken; false
be at fault
• be to blame, be wrong

at fault را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی باقری
مقصر و مسئول اتفاقی که افتاده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی at fault
کلمه : at fault
املای فارسی : آات فالت
اشتباه تایپی : شف بشعمف
عکس at fault : در گوگل

آیا معنی at fault مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )