برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1278 100 1

at one time


با یک ضربت، یکباره، یکجا، 1- همزمان، باهم 2- سابقا، قبلا، پیشترها

واژه at one time در جمله های نمونه

1. At one time he was dominating over the party.
[ترجمه ترگمان]در یک زمان، او بر حزب حاکم بود
[ترجمه گوگل]در یک زمان او بیش از حزب تسلط داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. At one time the doctors couldn't cure TB/cure people of TB.
[ترجمه ترگمان]پزشکان در یک زمان بیماری سل یا درمان بیماران سل را درمان نمی‌کنند
[ترجمه گوگل]در یک زمان پزشکان نمی توانند TB را درمان کنند / افراد مبتلا به سل را درمان کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It is said that at one time a highwayman lived in the house.
[ترجمه ترگمان]می‌گویند که در یک زمان راهزنی در خانه زندگی می‌کرد
[ترجمه گوگل]گفته شده است که در یک زمان یک بزرگراه در خانه زندگی می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Never regret anything because at one time it was exactly what you wanted.
[ترجمه ترگمان]هیچ وقت حسرت چیزی رو نمی‌خورم چون یه بار دقیقا همون چیزی بود که تو می‌خواستی
[ترجمه گوگل]هرگز چیزی را پشیمان نکنید زیرا در یک زمان دقیقا همان چیزی بود که شما می خ ...

معنی کلمه at one time به انگلیسی

at one time
• once, one time before; simultaneously, at the same time

at one time را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فؤاد 1981
همزمان
S.Sahand Mousavi
یک زمانی ،
For instance: at one time i wanted to be a journalist.
a.r
formerly
in the past
simultaneously
at the same time
محمد جواد شمسایی
یک وقتیم ، یکباره در جمله بهتر قابل هضم است ،مثلا at one time, u say ,I'm a thieve یک باره بکو من دزدم دیگه
Mary-hb
یه وقتی .یه زمانی.قبلا
ج قاسمی
در مقطعی
هانیه
زمانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی at one time
کلمه : at one time
املای فارسی : آات اونه تیم
اشتباه تایپی : شف خدث فهئث
عکس at one time : در گوگل

آیا معنی at one time مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )