برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1289 100 1

athletics

/æθˈletɪks/ /æθˈletɪks/

معنی: پهلوانی، ورزشکاری، علم ورزش، زور ورزی
معانی دیگر: زورآوری، یل پروری

بررسی کلمه athletics

اسم ( noun )
حالات: athletics
(1) تعریف: (usu. used with a sing. verb) the study and practice of athletic development.
مشابه: exercise

(2) تعریف: (usu. used with a pl. verb) sports and physical activities.
مشابه: exercise

واژه athletics در جمله های نمونه

1. intercollegiate athletics
ورزش‌های میان دانشگاهی

2. intramural athletics
ورزش‌های درون دانشگاهی

3. The athletics win provided a much-needed fillip to/for national pride.
[ترجمه ترگمان]این دو تیم یک انگیزه لازم را برای غرور ملی به ارمغان آوردند
[ترجمه گوگل]پیروزی در ورزش، نیازهای بسیار مورد نیاز برای / برای غرور ملی فراهم شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. My daughter wants to compete in athletics.
[ترجمه ترگمان]دخترم می‌خواهد در ورزش رقابت کند
[ترجمه گوگل]دختر من می خواهد در ورزش ها رقابت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She didn't take up athletics until she was 20.
[ترجمه ترگمان]تا ۲۰ سالگی ورزش نکرد
[ترجمه گوگل]او تا زمانی که 20 ساله بود، ورزش نکرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Britain did well in the athletics competition, but the day belonged to Norway.
...

مترادف athletics

پهلوانی (اسم)
athletics , championship
ورزشکاری (اسم)
athleticism , sportsmanship , athletics
علم ورزش (اسم)
athletics
زور ورزی (اسم)
athletics

معنی کلمه athletics به انگلیسی

athletics
• sports, exercise
athletics field
• area of ground designed and made especially for sports games
athletics stadium
• sports arena, arena where sports games are played and spectators may watch
field and track athletics
• competitive sporting events performed on a running track and on the adjacent field (i.e. running, jumping, discus throw, etc.)
heavy athletics
• sport which puts great strain on the body (lifting weights, shot put, etc.)
light athletics
• moderate athletics

athletics را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

carnog
ورزشی به همراه دویدن و پریدن از روی موانع
آرمین مظاهری
مسابقه دو و میدانی
sarina
ورزشکار
محسن
دومیدانی
میثم علیزاده
در معنای بریتیش: دو و میدانی
در معنای امریکن:فعالیت های ورزشی

○ دقت کنید که در هر دو معنی اسم است، نه صفت. پس معنی " ورزشکاری، ورزشی، پهلوانی" غلط است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی athletics
کلمه : athletics
املای فارسی : اتهلتیکس
اشتباه تایپی : شفامثفهزس
عکس athletics : در گوگل

آیا معنی athletics مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )