انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 896 100 1

atomize

تلفظ atomize
تلفظ atomize به آمریکایی/ˈætəmaɪz/ تلفظ atomize به انگلیسی/ˈætəmaɪz/

معنی: تبدیل به پودر کردن
معانی دیگر: وابسته به اتم، وابسته به اتم گرایی، (با سلاح اتمی) نابود کردن، تجزیه کردن، (به اجزای کوچک) بخش کردن، خردیز کردن، (جسمی را) به اتم های خود تجزیه کردن، اتم کردن، (آبگونه ای را به صورت ذرات ریز) افشاندن، پخشاندن، مایعات تبدیل به پودر کردن، مرکب از اتم یا ذرات ریز کردن

بررسی کلمه atomize

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: atomizes, atomizing, atomized
مشتقات: atomization (n.)
(1) تعریف: to divide into atoms.

(2) تعریف: to divide into small particles or spray.
مشابه: evaporate, spray

- This perfume can be atomized.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این عطر می‌تواند atomized باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این عطر می تواند تمیز شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: to subject to the effects of an atomic weapon.

- The bomb atomized the city.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این بمب، شهر را متلاشی کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این بمب شهر را تخریب کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه atomize در جمله های نمونه

1. Critics say the group has atomized around several leaders.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]منتقدان می‌گویند که این گروه در اطراف چندین رهبر پراکنده شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]منتقدان می گویند که این گروه در حدود چندین رهبر پراکنده شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Like our oral culture, our society is atomized, disparate and largely obsessed with trivia.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همانند فرهنگ شفاهی ما، جامعه ما بسیار پراکنده، پراکنده و عمدتا نسبت به موارد دیگر درگیر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مانند فرهنگ دهان و دندان ما، جامعه ما تمیز، متفرق و عمدتا وسواس با چیزهای بی اهمیت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. For proper combustion it is necessary to atomize the propellants.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای احتراق مناسب لازم است که propellants را خاموش کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای احتراق مناسب لازم است که سوخت های سوخت را بجوشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Combined they packed enough punch atomize Bloodied Spirit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها به اندازه کافی پانچ و روح‌القدس را جمع کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ترکیب آنها به اندازه کافی پانچ اشک آور روح Bloodied بسته بندی شده
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Asmodeus stiffened as the beam engulfed him, let out a roar of disapproval and was promptly atomized.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به محض آن که نور در او فرو رفت عضلاتش منقبض شد و غرشی حاکی از نارضایتی از او بیرون کشید و بلافاصله atomized شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Asmodeus به عنوان پرتو او را غرق شد، رها از عدم تایید شد و به سرعت فشرده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Their vision was of functionally integrated systems and ordered hierarchies, transcending the atomized, petty divisions of party politics.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چشم‌انداز آن‌ها از لحاظ عملکرد سیستم‌های یکپارچه و سلسله‌مراتب منظم بود و از تقسیمات فرعی و فرعی سیاست حزبی فراتر می‌رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چشم انداز آنها سیستم های کارکردی یکپارچه و سلسله مراتب را نظارت می کرد و از تقسیمات جزئی و جزئی سیاست های حزبی فراتر می رفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The nozzle with 4 swirl slots is propitious to atomize at low pressure for serous lime.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نازل با ۴ سهمیه چرخشی برای atomize با فشار پایین برای serous لیمو مناسب است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نازل با 4 شکاف چرخشی، برای آبیاری با فشار کم برای آهک خام مناسب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The tube is finally heated to a temperature of about 2700 ℃ to atomize the sample.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این لوله در نهایت تا دمای حدود ۲۷۰۰ درجه سانتی گراد گرم می‌شود تا نمونه را از بین ببرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لوله به پایان رسید تا دمای حدود 2700 ℃ به اتمسفر نمونه برسد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. In the paper we define two concepts: atomic work unit and atomic function unit, and then modularize business flow and atomize module layers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در این مقاله ما دو مفهوم را تعریف می‌کنیم: واحد کار اتمی و واحد تابع اتمی، و سپس modularize جریان کاری و لایه‌های مدول atomize
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در مقاله ما دو مفهوم را تعریف می کنیم: واحد کار اتمی و واحد تابع اتمی، و سپس مدولاسیون جریان کسب و کار و اتمیزه کردن لایه های ماژول
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف atomize

تبدیل به پودر کردن (فعل)
atomize

معنی atomize در دیکشنری تخصصی

[مهندسی گاز] تبدیل به پودرکردن

معنی کلمه atomize به انگلیسی

atomize
• reduce to particles; fragment, break into pieces, separate into fragments; divide into atoms; convert a liquid into spray; spray very delicately; demolish or destroy something using atomic weapons; subject to attack by atomic weapons (also atomise)
• if a structure or system is atomized, it is divided up into a lot of very small parts and so loses its unity; a formal use.
• if people or things are atomized, they are destroyed completely by nuclear weapons; an informal use.

atomize را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی atomize

فرهاد سليمان‌نژاد ١٧:٤١ - ١٣٩٧/٠٥/٢١
تفرقه افكندن، از هم جدا كردن
|

پیشنهاد شما درباره معنی atomize



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی atomize
کلمه : atomize
املای فارسی : اتمایز
اشتباه تایپی : شفخئهظث
عکس atomize : در گوگل


آیا معنی atomize مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )