برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1287 100 1

auspicious

/aˈspɪʃəs/ /ɔːˈspɪʃəs/

معنی: مساعد، خوش ایند، فرخنده، مبارک، خجسته، فرخ، سعید، بختیار
معانی دیگر: خوش یمن، آمددار، فال نیک، نیک اختر، خوش شگون

بررسی کلمه auspicious

صفت ( adjective )
مشتقات: auspiciously (adv.), auspiciousness (n.)
• : تعریف: likely to be followed by favorable events.
مترادف: favorable, promising, propitious
متضاد: ill-omened, inauspicious, ominous
مشابه: encouraging, hopeful

- We were encouraged by the auspicious beginning of our project.
[ترجمه ترگمان] ما از آغاز فرخنده پروژه خود تشویق شده‌ایم
[ترجمه گوگل] ما از ابتدای موفقیت پروژه ما تشویق شدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه auspicious در جمله های نمونه

1. auspicious engagement ceremony
مراسم فرخنده‌ی نامزدی

2. an auspicious occasion
رویداد خوش‌یمن

3. My sincere congratulations on this auspicious event of yours.
[ترجمه ترگمان]تبریک صادقانه من در مورد این اتفاق auspicious
[ترجمه گوگل]تبریک صمیمانه من در مورد این رویداد صمیمانه از شما
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Their first meeting was hardly auspicious.
[ترجمه ترگمان]اولین ملاقات آن‌ها به سختی فرخنده بود
[ترجمه گوگل]اولین جلسه آنها به سختی خوش بینانه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It was an auspicious date for a wedding.
[ترجمه ترگمان]این یه قرار عاشقانه برای عروسی بود
[ترجمه گوگل]این یک تاریخ ممتاز برای عروسی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Saccani's excellent recording is an auspicious start to what promises to be a distinguished musical career.
...

مترادف auspicious

مساعد (صفت)
adjutant , favorable , conducive , friendly , propitious , auspicious , fortunate , large-hearted
خوش ایند (صفت)
desirable , pleasant , nice , fine , correspondent , auspicious , advantageous , apposite , pleasing , applicable , matchable , winsome
فرخنده (صفت)
happy , auspicious , all right , jubilant
مبارک (صفت)
happy , auspicious , blessed , blest
خجسته (صفت)
happy , auspicious , lucky , benedict
فرخ (صفت)
happy , auspicious , beautiful , graceful , fortunate , magnificent
سعید (صفت)
happy , auspicious , blessed , blest , jovial , beatific
بختیار (صفت)
auspicious , lucky

معنی کلمه auspicious به انگلیسی

auspicious
• of good omen; favorable, beneficent
• something that is auspicious indicates that success is likely; a formal word.
auspicious day
• day of good omen; favorable day

auspicious را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Azad
فرخنده خجسته سعيد
عليرضا كريمي وند
فرخنده ، مبارك
نشاط پاک نژاد
فرخنده، خجسته، سعید، مبارک، بختیار، مساعد
benedict نوداماد
blessed خوشبخت
fortunate مساعد خوش شانس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی auspicious
کلمه : auspicious
املای فارسی : اوسپیکیوس
اشتباه تایپی : شعسحهزهخعس
عکس auspicious : در گوگل

آیا معنی auspicious مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )