انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 896 100 1

بررسی کلمه austerity

اسم ( noun )
حالات: austerities
(1) تعریف: the condition or quality of being austere.

(2) تعریف: a tightened or stringent economy, as when there are high taxes, frozen wages, and shortages of consumer goods.

- Greece must implement austerity measures in order to receive the loan from the European Union.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یونان باید اقدامات ریاضت اقتصادی را به منظور دریافت وام از اتحادیه اروپا اجرا کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یونان باید اقدامات ریاضت اقتصادی را برای دریافت وام از اتحادیه اروپا انجام دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: (usu. pl.) an austere or ascetic habit, custom, or act.

واژه austerity در جمله های نمونه

1. the government's austerity program
ترجمه برنامه‌ی صرفه‌جویی و امساک دولت

2. A peculiar austerity marked his judgments of modern life.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سختگیری خاصی در قضاوت‌های وی نسبت به زندگی جدید داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ریاضت عجیب و غریب او قضاوت های زندگی مدرن را مشخص می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. China's austerity program has cut domestic consumption .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برنامه ریاضت اقتصادی چین مصرف داخلی را کاهش داده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برنامه ریاضت اقتصادی چین مصرف داخلی را کاهش داده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. War was followed by many years of austerity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پس از گذشت سال‌ها از ریاضت اقتصادی کاسته شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جنگ سالهای زیادی با ریاضت همراه بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. It was an era of austerity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دوران سختی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این دوران ریاضت بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Austerity measures introduced to combat the continuing economic crisis included cutbacks in the financial privileges enjoyed by government ministers and civil servants.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اقدامات ریاضت اقتصادی که برای مبارزه با تداوم بحران اقتصادی معرفی شد شامل کاهش امتیازات مالی دریافتی از سوی وزیران دولت و کارمندان دولت بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اقدامات ریاضتی که برای مقابله با بحران اقتصادی مداوم معرفی شده بود، شامل کاهش مالیاتی بود که وزیران دولت و کارمندان دولت از آن برخوردار بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Once she took office Ellie instituted stringent austerity measures.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زمانی که او کار را انجام داد، Ellie تدابیر ریاضتی سختی را وضع کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از اتمام کار، Ellie اقدامات سختگیرانه سختگیرانه انجام داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Russians have faced years of austerity after communism's fall.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روس‌ها پس از سقوط کمونیست با سال‌های ریاضت اقتصادی مواجه شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روس ها بعد از سقوط کمونیسم سال ها ریاکاری را تجربه کرده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The report demonstrated that the 1980s austerity measures had disproportionately affected blue collar workers in comparison with white collar workers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این گزارش نشان داد که اقدامات ریاضت اقتصادی در سال ۱۹۸۰ کارگران یقه آبی را در مقایسه با کارگران یقه سفید تحت‌تاثیر قرار داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این گزارش نشان داد که اقدامات ریاضت اقتصادی دهه 1980 نسبت به کارگران یقه سفید، کارگران یخ زده ی بی نظیری داشتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The austerity measures included a freeze on civil service appointments, pay and promotions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اقدامات ریاضت اقتصادی شامل توقف انتصاب خدمات شهری، پرداخت و ارتقا شغلی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اقدامات ریاضت اقتصادی عبارت بودند از: انتصاب، پرداخت و ارتقاء خدمات عمومی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I learn about the beauty of austerity and renunciation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من در مورد زیبایی ریاضت اقتصادی و چشم‌پوشی از آن یاد می‌گیرم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من در مورد زیبایی ریاضت و انزوا یاد می گیرم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The austerity and uniformity of much modern architecture made sculpture superfluous.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سادگی و یکپارچگی معماری بسیار مدرن، مجسمه‌سازی را زائد ساخته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ریاضت و یکنواختی معماری بسیار مدرن مجسمه سازی را مجزا ساخته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The govern-ment was forced to row back on an austerity plan that would have involved wage cuts.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دولت مجبور شد با طرح ریاضت اقتصادی که منجر به کاهش دست‌مزد خواهد شد، عقب‌نشینی کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حکومت مجبور شد بر روی یک برنامه ریاضت اقتصادی که در معرض کاهش دستمزد بود، رها شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Falls in the price of oil had provoked the government four years previously to impose an austerity programme.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سقوط قیمت نفت باعث شده بود که دولت چهار سال پیش برنامه ریاضت اقتصادی را تحمیل کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سقوط قیمت نفت، دولت چهار سال قبل را تحمیل کرد تا یک برنامه ریاضت اقتصادی را تحمیل کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Industrial action On June 1990, there was a 24-hour nationwide strike to protest against the latest austerity measures.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اقدام صنعتی در ژوئن ۱۹۹۰، اعتصاب ۲۴ ساعته در سراسر کشور برای اعتراض به آخرین اقدامات ریاضت اقتصادی صورت گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اقدامات صنعتی در ژوئن 1990، یک حمله 24 ساعته در سراسر کشور برای اعتراض به آخرین اقدامات ریاضت اقتصادی صورت گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف austerity

پرهیز (اسم)
abstinence , regimen , austerity , diet
ریاضت (اسم)
mortification , abstinence , austerity , yoga , penance , ascesis
سخت گیری (اسم)
austerity , rigor , severity , astringency , crackdown , rigidity , stringency
تروشرویی (اسم)
austerity , glower
سادگی زیاد از حد (اسم)
austerity
عبوسی (اسم)
austerity , funk , sternness

معنی کلمه austerity به انگلیسی

austerity
• modesty; ascetic simplicity
• austerity is a situation in which only things that are essential to life are available. uncount noun here but can also be used as an adjective. e.g. new austerity measures have been announced in peru.
• austerity is also the quality of being simple, plain, and undecorated.
austerity period
• first years of statehood which were managed with a lot of rationing and reduction
austerity plan
• strict rationing program (of food, fuel, etc.) which is implemented to conserve national resources
austerity years
• years of hardship, period of privation
policy of austerity
• policy of cutting back and reduction

austerity را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی austerity



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی austerity
کلمه : austerity
املای فارسی : اوستریتی
اشتباه تایپی : شعسفثقهفغ
عکس austerity : در گوگل


آیا معنی austerity مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )