برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1286 100 1

authorship

/ˈɒθərˌʃɪp/ /ˈɔːθəʃɪp/

معنی: اغاز، نویسندگی، تالیف و تصنیف، ابداع، ابتکار، احدای، ایجاد، اصل
معانی دیگر: شغل نویسندگی، نگارش، هویت نویسنده، منبع، سرچشمه (فکر یا عمل یا حرف و غیره)، احداک

بررسی کلمه authorship

اسم ( noun )
(1) تعریف: the occupation or practice of writing.

(2) تعریف: origin, as of a book, film, idea, or the like.

واژه authorship در جمله های نمونه

1. the authorship of a crime
ارتکاب جرم

2. the authorship of this poem is unknown
هویت نویسنده‌ی این شعر نامعلوم است.

3. i depend upon authorship for my entire living
زندگی من کاملا از راه نویسندگی تامین می‌شود.

4. his disclaimer of the authorship of that critical article by him
تکذیب نگارش آن مقاله‌ی انتقادی از طرف او

5. Nothing is known of the authorship of the book.
[ترجمه ترگمان]هیچ چیز از نویسندگی کتاب خبر ندارد
[ترجمه گوگل]هیچ چیز درباره نویسنده این کتاب شناخته نشده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The authorship of the poem is unknown.
[ترجمه ترگمان]نویسندگی این شعر هنوز ناشناخته است
[ترجمه گوگل]نوشتن شعر ناشناخته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He published the report in joint authorship with a colleague.
[ترجمه ترگمان]او این گزارش را در نویسندگی مشترک با یکی از همکاران خود منتشر کرد
[ترجمه گوگل]او این گزارش را با نویسندگی مشترک با ه ...

مترادف authorship

اغاز (اسم)
prime , inception , beginning , dawn , getaway , alpha , start , commencement , birth , aurora , authorship , outset , exordium , preface , instep , jump-off , lead-off , venue
نویسندگی (اسم)
authorship , writing
تالیف و تصنیف (اسم)
authorship
ابداع (اسم)
authorship , innovation , introduction , novation
ابتکار (اسم)
shift , imagination , invention , contraption , improvisation , shebang , lash-up , industry , authorship , novation , initiative , originality , knack , gumption , resource
احدای (اسم)
formation , authorship , introduction
ایجاد (اسم)
development , authorship , creation
اصل (اسم)
point , quintessence , inception , principle , real , maxim , axiom , germ , origin , root , stem , radical , element , strain , authorship , provenance , fatherhood , paternity , mother , motif , principium , rootstock

معنی کلمه authorship به انگلیسی

authorship
• origin of a work; writing profession
• the authorship of a piece of writing is the identity of the person who wrote it.
• authorship is the activity or job of writing books or articles.

authorship را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فواد بهشتی
حق نویسندگی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی authorship
کلمه : authorship
املای فارسی : اوتهرشیپ
اشتباه تایپی : شعفاخقساهح
عکس authorship : در گوگل

آیا معنی authorship مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )