انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1063 100 1

autobiography

تلفظ autobiography
تلفظ autobiography به آمریکایی/ˌɔːtoʊbaɪˈɒɡrəfi/ تلفظ autobiography به انگلیسی/ˌɔːtəʊbaɪˈɒɡrəfi/

معنی: خود زندگی نامه، خودزیستنامه
معانی دیگر: شرح زندگی نویسنده توسط خود او، نگارش شرح زندگی شخصی بوسیله ء خود او

بررسی کلمه autobiography

اسم ( noun )
حالات: autobiographies
مشتقات: autobiographer (n.)
• : تعریف: the events of a person's life written or told by that person.
مشابه: memoir

- His recently published autobiography contains several surprising confessions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] زندگینامه او که به تازگی منتشر شده، شامل چندین اعتراف شگفت‌انگیز است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اخیرا اوبو بیوگرافی منتشر شده شامل چندین اعتراف شگفت انگیز است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه autobiography در جمله های نمونه

1. In her autobiography she occasionally refers to her unhappy schooldays.
ترجمه کاربر [ترجمه گلی افجه ] او در زندگی نامه اش گاهی به خاطرات تلخ دوران مدرسه اشاره می کند
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در زندگینامه او گاهی اوقات به مدرسه schooldays unhappy اشاره می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در زندگینامه خود گاهی اوقات به شاگردانش ناراضی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. She has just written her autobiography.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او فقط شرح‌حال خود را نوشته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تازه نوشته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The novel is a thinly disguised autobiography.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این رمان یک زندگینامه مختصر پنهان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این رمان یک زندگینامه بی نظیر و پنهان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. His autobiography has sold more than 3000 copies in hardback.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زندگینامه او بیش از ۳۰۰۰ نسخه در hardback به فروش رفته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]autobiography او بیش از 3000 نسخه در سختافزار فروخته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. They published an extract from his autobiography.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها یک عصاره از زندگینامه خود منتشر کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها یک عصاره از زندگینامه خود را منتشر کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Lee Iaccoco's Autobiography was acknowledged to be number one on the best - seller list of 198
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زندگینامه لی Iaccoco در لیست بهترین فروشنده ۱۹۸ مورد تایید قرار گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بیوگرافی لی Iaccoco تایید شده است که شماره یک در فهرست بهترین فروش از سال 198 است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. His autobiography was written late in life.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زندگینامه او در اواخر زندگی نوشته شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زندگینامه او در اواخر زندگی نوشته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He has spilled his guts in his new autobiography.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او دل و روده‌اش را در autobiography جدیدش ریخته
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تمرکز خود را در زندگینامه جدید خود رها کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. His autobiography provides an illuminating insight into his mind.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زندگینامه او بینشی روشن در ذهن او فراهم می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زندگینامه او یک بینش روشن برای ذهن او فراهم می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. His autobiography is padded with boring anecdotes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زندگینامه او از داستان‌های ملال آوری پوشیده شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زندگینامه او با داستان های خسته کننده پوشیده شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Her new book is a continuation of her autobiography.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کتاب جدید او ادامه زندگینامه او است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کتاب جدید او ادامه زندگی او است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. His sisters thought that his autobiography was disloyal to the family.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خواهرانش به این نتیجه رسیدند که زندگینامه او به خانواده خیانت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خواهران او فکر کردند که زندگینامه او به خانواده بی اعتبار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. In her autobiography, she describes the song's genesis late one night in a Dublin bar.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در زندگینامه خود، پیدایش این ترانه را در یک شب در یک کافه دوبلین توصیف می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در زندگینامه خود، اوایل یک شب در بارۀ دوبلین توصیف می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. He published his autobiography last autumn.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او زندگینامه خود را در پاییز گذشته منتشر کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بیوگرافی خود را در پاییز گذشته منتشر کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. His autobiography never sold very well and was soon remaindered.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زندگینامه او هرگز به خوبی به فروش نرسید و بزودی remaindered شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زندگینامه او هیچگاه به خوبی فروش نکرد و به زودی باقی ماند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف autobiography

خود زندگی نامه (اسم)
autobiography
خودزیستنامه (اسم)
autobiography

معنی کلمه autobiography به انگلیسی

autobiography
• account of a person's life written by himself
• your autobiography is an account of your life, which you write yourself.

autobiography را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

a.r ١٣:٤١ - ١٣٩٧/٠٦/١٥
the biography of a person written by that person
|

محسن قاسمی قاسموند ٠٩:٥٣ - ١٣٩٨/٠٦/١٥
نوشتن سرحال توسط خود شخص
|

Fereydoon Sayyadi ١٨:١٣ - ١٣٩٨/٠٧/٢٩
نگرش زندگینامه شخصی‌
|

گلی افجه ١٨:٣٨ - ١٣٩٨/٠٧/٢٩
خاطره نویسی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نگار > lagophthalmos
محدثه فرومدی > qualify
سالین > هنبانه بورینه
محمد رومزی > discriminant validity
منصوره > do your bit
یونس > نام قدیم سنندج
حمید > مراسم بزرگداشت
محدثه فرومدی > international

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی autobiography
کلمه : autobiography
املای فارسی : اوتبیگرفی
اشتباه تایپی : شعفخذهخلقشحاغ
عکس autobiography : در گوگل


آیا معنی autobiography مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )