برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1282 100 1

automatically

/ˌɒtəˈmætɪkl̩i/ /ˌɔːtəˈmætɪkl̩i/

معنی: بطور خودکار، بصورت خودکار، خودبخود، بطور غیرارادی

واژه automatically در جمله های نمونه

1. he automatically turned left and opened the door
او ناخودآگاهانه به طرف چپ چرخید و در را گشود.

2. upon retirement, they automatically cease to be union members
هنگام بازنشستگی عضویت آنها در اتحادیه خود به خود قطع می‌شود.

3. the motor kicks on automatically
موتور به طور خودکار به کار می‌افتد.

4. these problems straighten out automatically
این مسایل خود بخود درست می‌شوند.

5. this machine peels shrimp automatically
این ماشین به طور خود کار پوست میگو را جدا می‌کند.

6. when workers retire, they automatically cease to be union members
وقتی که کارگران بازنشسته می‌شوند،خودبه‌خود از عضویت در اتحادیه برکنار می‌گردند.

7. the seats in the cinema collapse automatically
صندلی‌های سینما خود به خود تا می‌شوند.

8. trash is burned and its metals are recovered automatically
زباله سوزانده می‌شود و فلزات آن به طور اتوماتیک بازیابی می‌گردد.

9. if it goes off course, the missile will destruct automatically
در صورت انحراف از مسیر پرتابه خود به خود منهدم خواهد شد.

10. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress every day!
...

مترادف automatically

بطور خودکار (قید)
automatically
بصورت خودکار (قید)
automatically
خودبخود (قید)
automatically , spontaneously
بطور غیرارادی (قید)
automatically

معنی automatically در دیکشنری تخصصی

automatically
[ریاضیات] خود به خود
[پلیمر] گیتهای اصلاحی اتوماتیک

معنی کلمه automatically به انگلیسی

automatically
• unintentionally, in an automatic manner

automatically را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Raya
خودکار,خود جوش
محسن
به خودیِ خود
پاکیزه
بدون قید و شرط
جلال نجاریزدی
خود به خود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی automatically
کلمه : automatically
املای فارسی : اوتماتیکلی
اشتباه تایپی : شعفخئشفهزشممغ
عکس automatically : در گوگل

آیا معنی automatically مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )