برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1325 100 1

averse

/əˈvɜːrs/ /əˈvɜːs/

معنی: متنفر، مخالف، بیزار، برخلاف میل
معانی دیگر: نامتمایل، بی میل

بررسی کلمه averse

صفت ( adjective )
مشتقات: aversely (adv.), averseness (n.)
• : تعریف: strongly opposed or disinclined; unwilling (usu. fol. by "to").
مترادف: indisposed, opposed, resistant
متضاد: avid, inclined
مشابه: antipathetic, contrary, hostile, loath, reluctant, unwilling

- She was averse to lending her son any more money.
[ترجمه ترگمان] او از این که به پسرش پول قرض بدهد بدش می‌آمد
[ترجمه گوگل] او مخالفت با واریز کردن پسرش بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I'm not averse to dancing; I'm just not very good at it.
[ترجمه ترگمان] من مخالف رقص نیستم، اما من در این کار خوب نیستم
[ترجمه گوگل] من مخالف رقص نیستم؛ من فقط در آن خیلی خوب نیستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه averse در جمله های نمونه

1. she was averse to reporters and the press
او از خبرنگاران و روزنامه‌ها بیزار بود.

2. he is not averse to joking during class
او با شوخی سر کلاس مخالفتی ندارد.

3. We are averse to such noisy surroundings.
[ترجمه ترگمان]ما با چنین محیط پر سر و صدایی مخالف هستیم
[ترجمه گوگل]ما در برابر چنین محیط پر سر و صدا مخالف هستیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I was not averse to fighting with any boy who challenged me.
[ترجمه ترگمان]با هر پسری که مرا به مبارزه دعوت می‌کرد مخالف نبودم
[ترجمه گوگل]من مخالف مبارزه با هیچ پسر دیگری نیستم که به من چالش زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I am not averse to a dance party and a good mean after a week's hard work.
[ترجمه ترگمان]من با یک مهمانی رقص مخالف نیستم و بعد از یک هفته کار سخت
[ترجمه گوگل]من به یک رقص رقص نپرداخته ام و یک معنی خوب بعد از یک کار سخت در هفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He seems to be ...

مترادف averse

متنفر (صفت)
abhorring , hating , averse
مخالف (صفت)
contrary , contradictory , adverse , averse , dissident , antagonistic , defiant , opposing , dissenting , converse , antipodal , repugnant , reluctant
بیزار (صفت)
averse , tired , weary , fed-up , loath , hateful , fastidious
برخلاف میل (صفت)
averse

معنی کلمه averse به انگلیسی

averse
• opposed, unwilling; loath
• if you are not averse to something, you quite like it or quite want to do it; a formal word.

averse را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعید صفاری مقدم
برضد، در تضاد، بیزار، متنفر، بی تمایل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی averse
کلمه : averse
املای فارسی : اورس
اشتباه تایپی : شرثقسث
عکس averse : در گوگل

آیا معنی averse مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )