برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1280 100 1

awareness

/əˈwernəs/ /əˈweənəs/

معنی: اگاهی، اطلاع، هشیاری، معرفت

بررسی کلمه awareness

اسم ( noun )
• : تعریف: the state or condition of being aware.

- The antelope's awareness of the lion came too late and it was unable to escape.
[ترجمه ترگمان] مرگ بز کوهی از شیر خیلی دیر آمد و نتوانست فرار کند
[ترجمه گوگل] آگاهی دزدان دریایی از شیر خیلی دیر آمد و قادر به فرار نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Public awareness of the disease increased after a famous actor died of it last month.
[ترجمه ترگمان] آگاهی عمومی از این بیماری پس از مرگ یک بازیگر مشهور در ماه گذشته افزایش یافت
[ترجمه گوگل] آگاهی عمومی از این بیماری پس از یک بازیگر معروف در ماه گذشته درگذشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه awareness در جمله های نمونه

1. heightening the citizen's awareness
بالا بردن (سطح) آگاهی شهروندان

2. the students' political awareness
آگاهی سیاسی دانشجویان

3. The campaign was designed to increase public awareness of the problem.
[ترجمه ترگمان]این برنامه برای افزایش آگاهی مردم از این مشکل طراحی شده‌است
[ترجمه گوگل]این کمپین به منظور افزایش آگاهی عمومی از مشکل طراحی شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Environmental awareness has increased over the years.
[ترجمه ترگمان]آگاهی از محیط‌زیست در طول سالیان افزایش‌یافته است
[ترجمه گوگل]آگاهی محیط زیست در طول سال ها افزایش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We need to increase public awareness of the disease.
[ترجمه ترگمان]ما باید آگاهی عمومی از این بیماری را افزایش دهیم
[ترجمه گوگل]ما باید سطح آگاهی عمومی از این بیماری را افزایش دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Politicians now have much greater awareness ...

مترادف awareness

اگاهی (اسم)
knowledge , acquaintance , awareness , consciousness , inkling , intelligence , advice , advertisement , monition , idea , dope , perception , cognizance , immediacy
اطلاع (اسم)
knowledge , information , awareness , learning , notification , advice , notice , datum , know-how
هشیاری (اسم)
awareness , sharpness , watchfulness , sobriety
معرفت (اسم)
knowledge , awareness , learning , comprehension , wisdom , cognition , education , science , osmose , kenning

معنی عبارات مرتبط با awareness به فارسی

خودآگاهی، اگاهی از خود، خویشتن شناسی، وقوف

معنی کلمه awareness به انگلیسی

awareness
• consciousness
awareness week
• week dedicated to educating the public on a certain subject (such as aids, racism, etc.)
political awareness
• knowledge of past and present political issues, familiarity with politics

awareness را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرجان میری لواسانی
هشیاری ! این کلمه در عرفان فقط به معنی هشیاری است. و هشیاری با آگاهی متفاوت است. این کلمه به معنی آگاهی نیست. دقت کنیم.
سید حسین آل طه
اطلاع
آگاهی
رامز جعفری مرندی
هوشیاری(آگاهی از هوشیاری لطیف تر است(
علی
حواس جمعی
الماس خان سلطانی
آگاه باهوش کسیکه حواسش زیادی جمع هست
باخبری داری اطلاعات در بخش مربوطه
Rosifer
آگاهی (در معنای داشتن اطلاع ) اطلاع هوشیاری
متین خدایی
آگاهی، هوشیاری
علاقمند به فلسفه
این واژه به معنای "هوشیاری" است و بیشتر در حوزه‌ی روان‌شناسی و علوم شناختی کاربرد دارد.
آگاهی = consciousness
هوشیاری = awareness
این دو را نباید خلط کرد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی awareness
کلمه : awareness
املای فارسی : اورنس
اشتباه تایپی : شصشقثدثسس
عکس awareness : در گوگل

آیا معنی awareness مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )