برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1330 100 1

Badger

/ˈbædʒər/ /ˈbædʒə/

معنی: گورکن، دوره گرد، خرسک، دستفروش، خرده فروش، شغاره، ازار کردن، اذیت کردن
معانی دیگر: (ارتش - علامتی که حاکی از درجه یا رتبه است) مدال، نشان، درجه، هر علامت یا نشان مشخص کننده، سر به سر گذاشتن، آزار کردن، نق زدن، (جانورشناسی) گورکن، شغار (تیره ی mustelidae به ویژه جنس های taxidea و meles که پستاندارانی گوشتخوار و حفار بوده و پاهای کلفت و کوتاه و دست و پنجه های دراز و نیرومندی دارند)، خز این حیوان، (استرالیا) wombat و bandicoot، (حرف بزرگ - عامیانه) بومی یا ساکن ایالت ویسکانسین (در امریکا)، n : دستفروش، ش گورکن، شغاره mustelidae، vt : سربسر گذاشتن

بررسی کلمه Badger

اسم ( noun )
(1) تعریف: any of several carnivorous, short-legged mammals that burrow in the ground.

- The American badger has a striped head, light fur on its back, and dark fur on its belly.
[ترجمه ترگمان] گورکن آمریکایی سر راه‌راه، خز سبک روی پشتش، و موی سیاه روی شکمش دارد
[ترجمه گوگل] گرگ آمریکایی دارای سر راه راه، خز نور در پشت و خز سیاه و سفید بر روی شکم خود است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the heavy black and white fur of such a mammal.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: badgers, badgering, badgered
مشتقات: badgeringly (adv.)
• : تعریف: to bother stubbornly or persistently; harass.
مترادف: harass, nag, pester, plague
مشابه: annoy, bait, bedevil, beset, bother, bug, disturb, hassle, hound, irritate, nettle, persecute, pick on, provoke, torment, vex, worry

- I finally went to the doctor so my husband would quit badgering me about it.
[ترجمه ترگمان] بالاخره به دکتر رفتم تا شوهر من در این مورد با من آشتی کنه
[ترجمه گوگل] من بالاخره به دکتر رفتم، بنابراین شوهرم در مورد آن منحرف شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه Badger در جمله های نمونه

1. The badger sett had twelve entrances to what must have been a labyrinth of tunnels.
[ترجمه ترگمان]The گورکن، دوازده ورودی تونل داشت که احتمالا از تونل‌ها ایجاد شده بود
[ترجمه گوگل]چنگال گراز دوازده ورودی داشت که باید یک مزس تونل باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. You can't badger me into going to the party.
[ترجمه ندا] شما نمی توانید بخاطر رفتن به آن مهمانی مرا آزار دهید
|
[ترجمه ترگمان]تو نمی‌تونی به من اجازه رفتن به مهمونی رو بدی
[ترجمه گوگل]شما نمیتوانید من را به رفتن به حزب ببرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Fox, badger, weasel and stoat are regularly seen here.
[ترجمه سینی] روباه ، گورکن ، گوزن و گاور مرتبا اینجا دیده می شوند|
[ترجمه ترگ ...

مترادف Badger

گورکن (اسم)
badger , sexton , pitman
دوره گرد (اسم)
badger , huckster , caird , costermonger , crier , peripatetic
خرسک (اسم)
badger
دستفروش (اسم)
badger , huckster , crier , vendor , peddler , vender , duffer
خرده فروش (اسم)
badger , retailer
شغاره (اسم)
badger , brock
ازار کردن (فعل)
badger , obsess , persecute
اذیت کردن (فعل)
grind , annoy , hurt , pester , grieve , worry , offend , hock , harass , tease , badger , bedevil , chivvy , chive , indemnify , tousle , needle

معنی عبارات مرتبط با Badger به فارسی

سر به سر گذاشتن، اذیت کردن، آزار کردن، نق زدن، (جانورشناسی) گورکن، خرسک، شغار (تیره ی mustelidae به ویژه جنس های taxidea و meles که پستاندارانی گوشتخوار و حفار بوده و پاهای کلفت و کوتاه و دست و پنجه های دراز و نیرومندی دارند)، خز این حیوان، (استرالیا) wombat و bandicoot، (حرف بزرگ - عامیانه) بومی یا ساکن ایالت ویسکانسین (در امریکا)، (امریکا - عامیانه) به منظور اخاذی و غیره (و با حضور شهود یا دوربین مخفی) مردی را با زنی مواجه کردن
رجوع شود به: ratel

معنی کلمه Badger به انگلیسی

badger
• small burrowing mammal; fur pelt of a badger
• bother, harass, annoy
• a badger is a wild animal with a white head with two wide black stripes on it. badgers live underground and are active mainly at night.
• if you badger someone, you repeatedly tell them to do something or repeatedly ask them questions.

Badger را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حجت علیخانی
به ستوه اوردن _ کلافه کردن
یوسف صابری
درخواست کردن
ترغیب کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی badger
کلمه : Badger
املای فارسی : بدگر
اشتباه تایپی : ذشیلثق
عکس Badger : در گوگل

آیا معنی Badger مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )